تبليغاتX
وبلاگ بحر

وبلاگ بحر

بحریست بحر عشق هیچش کناره نیست آنجا جز آنکه جان بسپارند چاره نیست

گزارش تصویری از بهشت زهرا (۱)

دو «دسته­ی گل» در «طرح ساماندهی قطعه­های شهدا»

«طرح ساماندهی قطعه­های شهدا» چندین بار در سالیان اخیر مطرح شد. علی­رغم مخالفت­های فراوان مردمی، سرانجام، سال گذشته این طرح در یکی از قطعات بهشت زهرا اجرا و افتتاح شد. 

اجرای این طرح، یادآور از بین بردن آثار دفاع مقدس در سال­های گذشته است. اتفاقی که به قول سعید قاسمی از آن می­توان به عنوان «تسونامی آثار دفاع مقدس»  یاد کرد. نابودی هرآنچه یادگار ده سال دفاع مقدس است روندی است که از همان فردای ارتحال حضرت امام شروع شده و به امروز و دیروز باز نمی­گردد و خیلی هم جای بحث ندارد.  از مسئولین محترم هیچ بعید نبود و نیست. اما ...

 

 چند وقت پیش که به بهشت زهرا رفته بودم دو عزیزی را دیدم که برای زیارت (تفریح) به قطعه شهدا (پارک) آمده بودند. این دو بزرگوار، کفش و جوراب خود را درآورده بودند و در جوی آبی که در بین قبور مطهر شهدا بود گذاشته و مشغول تفریحات سالم بودند.

 

 خدایا! قربانت بروم! گفتم به من کمی عقل بده، ندادی! بی­خیال، عقل نخواستیم! گفتم کمی فهم به متولیان بهشت زهرا بده، ندادی! باکی نیست، مگر فهمیده­هایش چه گلی بر سرمان زدند که به اینها بدی! ولی تو را به خدا! کمی  به ما بچه حزب­اللهی­ها شعور بده تا فرق زیارت رفتن و 13 به در رفتن را بفهمیم. 


در قسمت ادامه مطلب می­توانید گزارشی تصویری از طرح ساماندهی قطعه شهدای بهشت زهرا را ملاحظه کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 7:59  توسط هادی سلیمانی  | 

صداقت کودکانه­ی مرعشی را باید ستود

 

از مرعشی خوشم می­آید. صراحت لهجه و صداقش را کمتر کسی در میان اصلاح­طلبان به خصوص از نوع کارگزارانیش دارد. وقتی که مرعشی در صفحه­ی تلویزیون حاضر شد و با توجه به قد و قیافه احمدی­نژاد بحث «شیخوخیت» را مطرح کرد، نوع نگاه «کارگزاران» به حکومت و مردم مشخص شد.

 

متاسفانه به حرف­های مرعشی در آن مناظره­ی به یاد ماندنی فقط از این جنبه نگاه شد که وی نقشی اساسی در پیروزی رقیب حجت­الاسلام رفسنجانی ـ پدر خوانده کارگزاران ـ داشته است. مرعشی در آن مناظره، به عنوان نماینده رسمی جریانی پرقدرت حاضر شد، صادقانه حرف­هایی زد و رفتاری از خود بروز داد که طیف کارگزاران و پدر معنویشان به آن رفتار و کردار اعتقاد داشتند ولی صراحت و صداقت مطرح کردن آن را نداشتند.

 

امروز هم مرعشی در قامت سخنگوی حزب کارگزاران به میدان آمده و از وجود کاری «تئوریک» در حزب خبر می­دهد که نتیجه آن «سازگاری اسلام با لیبرالیسم» و «عدم وجود نظام­های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در اسلام» است. سخنگوی حزب تاکید می­کند که نظراتش در خصوص «پذیرش لیبرالیسم» و «نبود نظام­های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در اسلام»، نه یک «نظر شخصی» که «موضع رسمی حزب» می­باشد.

 

یکی از اعضای شورای مرکزی پس از چند روز از اظهار نظر اخیر و چند ماه پس از «لیبرال دموکرات مسلمان» خواندن حزب توسط سخنگوی آن، این سخنان را نظر شخصی مرعشی دانسته و با آن مخالفت می­کند تا موضوعات مطرح شده را در حد یک درگیری حزبی تقلیل دهد. اما این تکذیب دردی را دوا نخواهد کرد. مرعشی بند را آب داده است. اگر واقعا مرعشی دروغ­گوست چرا همان زمان که حزب را «لیبرال، دموکرات مسلمان» خواند، حزب موضعی نگرفت؟ چرا همچنان حزب از موضع­گیری صریح در خصوص اظهارات سخنگوی خود در خصوص نبود نظام سیاسی اقتصادی در اسلام طفره می­رود؟ اگر واقعا مرعشی دروغ می­گوید چرا با فردی که اینچنین دروغ می­گوید برخورد نمی­شود؟ مگر می­شود در شورای مرکزی حزب هم­زمان به سازگاری لیبرالیسم و اسلام اعتقاد داشته باشند و نداشته باشند؟ پس ملاک جمع شدن این افراد در زیر نام یک حزب چیست؟

 

مثال مرعشی و حزبش، مانند کودکی خردسال است که هر از چندگاهی از روی صداقت بچگانه­اش در مقابل غریبه­ها حرفی می­زند که نباید بزند و حال هرچه پدر و مادر برای جمع کردن بحث، دست و پا بزنند سودی ندارد و بر عبث می­پایند!

 

اگر تا دیروز تحلیل­گران رفتار و گفتار کارگزاران را نزدیک به گفتمان لیبرال می­دانستند، امروز سخنگوی آن، رسما، حزب را لیبرال می­خواند و وجود نظام سیاسی ـ اقتصادی در اسلام را منکر می­شود.

 

نباید در نقد و درستی و غلطی اعتقادات مطروحه توسط سخنگوی کارگزاران ماند ـ که البته آن هم در جای خود لازم است ـ بلکه باید صداقت کودکانه مرعشی را ستود و در عین حال از حضور لیبرال مسلکان در حکومت اسلامی جلوگیری کرد.

 

حضرت امام فرمودند تا من زنده هستم نخواهم گذاشت انقلاب به دست لیبرال­ها بیافتد. هرچند حضرت روح­الله از میان ما رفته است اما آنها که ادعای پیروی از راه او را دارند نباید در مقابل حضور لیبرال مسلکان در نقاط حساس و کلیدی نظام ساکت بنشینند. اگر کسی اعتقاد دارد که اسلام نظام سیاسی ندارد، بالطبع به ولایت فقیه هم اعتقادی ندارد و شرط ماندن در نظام جمهوری اسلام را نخواهد داشت.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 7:49  توسط هادی سلیمانی  | 

بله! (3)

 

«دیشب مصادف با ماه رجب، لطف الهی شامل حقیر شد و بعد از گذشت ایامی، زندگی مشترک را آغاز نمودم. ضمنا خصوصی هم نداشتیم، دوستان عذب هم هر وقت متاهل شدند، تشریف بیاورند منزل، در خدمت هستیم».

 

دیروز این پیام کوتاه را حمیدرضا نائینی فرستاد. به نظر من که خیلی خوب شد مراسم خاصی نداشتند، چون در مراسم نامزدی که ترمز بنده خدا بریده بود و چند پرس غذا خورد و چیزی به ما نرسید. (حالات ایشان که مورد «لطف الهی» قرار گرفته بودند در عکس مشخص است)

 

                    

 

بگذریم! من هم تبریک می­گم. یک گزارش تصویری از شیرین­کاری بچه­ها در مراسم نامزدی حمیدرضا را هم در ادامه مطلب می­توانید ببینید.

 


حمیدرضا! خودت که می دونی باید مثل پسر خوب، به من و یکی از دوستان شام بدی. دیگر هماهنگیش با خودت.


پی نوشت:

۱) از این به بعد یک بخش مجزی در وبلاگ به نام «بله!» درست می­کنم و اخبار نامزدی، عقد، عروسی، ...  همه را افشا می­کنم. (درباره سه نقطه می­توانید نظر دهید)

۲) خدمت دوستان علم و صنعتی: وبلاگ سوله ی بسیج راه اندازی شده. از این به بعد می توانید به سوله هم سر بزنید و یادی از خاطرات گذشته کنید:

http://www.solehbasij.blogfa.com


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 8:41  توسط هادی سلیمانی  | 

از «شیوخ سازشکار» است که بر ماست!

 

شنیدن اخبار تاسف­بار هتک حرمت حرمین شریف، کشتار مردم بی­گناه، تجاوز به نوامیس ملت عراق، ... برای همه طبیعی شده است. روزی نیست که خبر از کشتار برادران مسلمان عراق به گوش نرسد. روزی نیست که ملت عراق تحقیر نشود، ...

 

***

 

مانند اکثر موارد دیگر، اعتقاد دارم که «از ماست که بر ماست». رفتار عبدالعزیز حکیم را مرور می­کنم. در همان روزهای اول پس از اشغال عراق، حضرت آیت­الله حکیم به شهادت رسید. پس از آن عبدالعزیز حکیم به سرعت ترقی کرد و پس از انتخابات به عنوان رئیس مجلس اعلای اسلامی عراق مطرح شد. جناب شیخ یک روز در میان برای مداوای بیماری خود به آمریکا و ایران مسافرت می­کند. (متخصصان مرض ایشان فقط در این دو کشور مستقر هستند!) معالجات مختلف برای درد ایشان دوا نبوده است. ظاهرا مرض جناب حکیم تا برقراری رابطه کامل ایران با شیطان بزرگ، درمان نمی­پذیرد. «شیخ سازشکار» به کاخ سفید می­رود و دست در دستان  بوش، برای نجات ملت عراق برنامه­ریزی می­کند. جناب شیخ در اظهارات خود، اصراری به بیرون رفتن اشغالگران نشان نمی­دهد. او به دنبال حل مشکلات از طریق توسل به شیطان است. ...

 

 

گفتار و رفتار امثال حکیم را با امام و حضرت آقا مقایسه می­کنم. بله! وقتی مسئولین طراز اول عراق، راه نجات خود را نه در توسل به خدا و مبارزه و جهاد در راه خدا، که در کاخ سفید و مذاکره با ظالمان می­دانند، سرنوشتی بهتر از این نمی­تواند داشته باشد.

 

***

 

امروز در خبرها دیدم که جناب حکیم باز هم افاضات جدید فرمودند: «همگی فضا را برای دور دوم گفتگوهای ایران و‌ آمریكا آماده می‌كنیم». دسته گل­های داخلی کم بود جناب حکیم را هم باید تحمل کنیم! جالب است؛ اگر امام به دنبال صدور انقلاب بود، شیخ سازشکار به دنبال صدور سازش است! وضعیت امروز عراق، ماحصل تصمیمات امثل حکیم است و تجربه­ای برای تصمیمات فردای ما. راه امام، راه عزت بود و هست؛ راهی که چه در ظاهر پیروز شویم و چه شکست بخوریم، در هر صورت پیروز میدان هستیم و راه «شیوخ سازشکار» ذلت ابدی است برای خود و دیگران. وضعیت امروز عراق شاهدیست بر این مدعا.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم تیر 1386ساعت 21:47  توسط هادی سلیمانی  | 

وقاحتِ یك «محافظه­كار جسور»

 

پرده­ی اول

جواد لاریجانی در گفتگو با روزنامه­ی منتسب به حجت­الاسلام رفسنجانی گفت: «نباید فقط درباره عراق با آمریکا مذاکره کنیم، باید به حوزه­های دیگر هم وارد شویم.».

 

این سخنان آنچنان بر دل لیبرال­ها نشست که تیتر یک خود را به آن اختصاص دادند. «راست مدرن» که امروز به برکت پشتوانه­ی مالی حجت­الاسلام هاشمی، خاندان و حزب ایشان، چهار روزنامه­ی تمام رنگی و به قول خودشان «خصوصی» و «مستقل» منتشر می­کند، عکسی تمام قد از «محافظه­کاری جسور» در صفحه­ی یک خود کار کردند و از افشای «پشت پرده مذاکرات بغداد» خبر دادند.

 

بخش­هایی از مصاحبه كسی كه حاضر است «با شیطان هم در قعر جهنم مذاكره كند»، را مرور كنیم:

 

« الان ارتباط شما به عنوان یك كارشناس با دولت آقای احمدی‌نژاد چگونه است؟

در سطوح مختلف كارشناسی، تصمیم‌سازی و سیاست خارجی گاهی مورد مشورت قرار می‌گیرم.

آخرین باری كه مورد مشورت قرار گرفتید، چه زمانی بود؟

خیلی زیاد رخ داده.

آخرین بار چه زمانی بود؟

اجلاس اردن بود. در جلسه‌ای با آقای متكی، وزیر خارجه قرار گذاشتیم كه آنجا چه بگوییم و چه نگوییم».

 

«فكر می‌كنید همچنان باید بر سر عراق مذاكره كنیم؟

معتقد نیستم كه فقط درباره عراق مذاكره كنیم. كمك به ملت عراق كار بسیار مهمی است. منتها منافع ملی ما ایجاب می‌كند ما به حوزه‌های دیگری نیز وارد شویم».

 

 

«شما با پیش‌شرط‌ گذاشتن برای مذاكره با آمریكا مخالف هستید؟

بله. من با پیش‌شرط‌ گذاشتن از سوی ایران یا از سوی آنها مخالف هستم. ما انتظاراتمان را از مذاكره با آمریكا باید تصحیح كنیم. این مذاكره به معنای آن نیست كه همه مسائل ما بعد از 24 ساعت حل می‌شود. اصلا حل مساله ما به دست آمریكا نیست. این اشتباه بزرگی است. حل مساله ما به دست خودمان است».

 

«نباید فرض كنیم كه آمریكا تغییر پیدا كرده یا می‌كند؛ برخی می‌گویند اگر آمریكا آدم بشود با او مذاكره می‌كنیم. این محال است كه آمریكا تغییر كند».

 

«اینكه در آنجا خانمی آواز می‌خواند یا نمی‌خواند یا ساز می‌زد لباسش خوب بود یا نبود یك مساله حاشیه‌ای است. دنیای دیپلماسی امروز، دنیای مذاكرات محتوایی است. باید حاشیه را كنار بگذاریم و بر سر اصل موضوع برویم. ما خیلی چیزهای مهم داریم كه به آنها بپردازیم».

 

پرده­ی دوم

تیتر «پیشنهاد محمد جواد لاریجانی به اصولگرایان» در صفحه­ی اول ایسنا كنجكاوری هر كسی را بر می­انگیزد: «خود را جزء اصولگرایان می­دانم»، «بخشی قابل توجهی از اصلاح­طلبان به نظام سكولاریستی اعتقاد دارند»، «مهم كل كمپ اصولگراست»، «محافظه كاری در ایران یعنی همان جناح اصولگرا»، «اختلاف بین اصولگرایان، اختلاف سلیقه است»، ...

 

لاریجانی پس از گفتن جملات فوق و صحبت از آنها، در خصوص اعتقاد به مذاكره با آمریكا و نسبت آن با اصولگرایی می­گوید:

«دوستان ما در جریانات مختلف هستند كه این دیدگاه را داشته باشند و هستند كسانی كه این نظر را قبول داشته باشند و البته هستند كسانی كه مخالف این نظریه باشند ولی این باعث نمی‌شود كه ما از كمپ اصولگرایی بیرون بیاییم چون اصولگرایی حول یك محور دیگر است. حول محور ماهیت اسلامی نظام است. قانون اساسی و ولایت فقیه، احكام شرع. یك حكومت چه موقع اسلامی است؟ موقعی كه مبنای مشروعیت اسلامی داشته باشد. قوانین آن متضاد با اسلام نباشد. حالا ممكن است در این میان یك نفر بگوید كه با آمریكا مذاكره داشته باشیم یا نداشته باشیم؟ باید این تفاوت‌ها را بپذیریم و این تفاوت عقیده باعث نمی‌شود كه افراد از زیر چتر اصولگرایی خارج شوند».

 

                     

 

پرده سوم/ نكاتی كه به ذهن من آمد!

1)‌ نمی­دانم چرا، ولی وقتی حالم گرفته می­شود معمولا یاد حرف­های سعید قاسمی می­افتم:

«اگر می­خواهید مولفه­های تفكر متضاد با تفکر حضرت روح­الله را بدانید، عزیز دلمان جناب آقای محمد جواد لاریجانی کار را راحت کرده­اند»! (این سخنرانی قبل از اظهارات لاریجانی بوده است)

 

2) «در ادامه روند توهین به مقدسات بار دیگر: توهین به مقام عظمی ولایت در جزوه­ی کذایی دکتر ربیعی استاد دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران. بر جوانان مسلمان تسلیت باد».

«با فرستادن عدد 1 به شماره ... به احمدی­نژاد رای دهید»

«توهین به یك دختر محجبه ...»

...

 

جملات بالا اس­ام­اس­های است که در چند وقت اخیر بارها و بارها دریافت كرده­ام. اما هیچ­كس از وقاحت لاریجانی نگفت كه سیاست ضدانقلابی خود را به نام اصولگرایی و تبعیت از ولایت فقیه، قالب می­كند و بعد به عنوان یک نظریه­پرداز اصولگرا برای وحدت اصولگرایان راه حل ارائه می­كند.

 

3) به آزادی بیان اعتقاد دارم. از نظر من هیچ ایرادی ندارد كه فردی اعتقاد داشته باشد كه سیاست­های مقام معظم رهبری و یا امام اشتباه است. اما مشكل اینجاست كه «محافظه­كار جسور» خود را «اصولگرا و تابع ولایت فقیه» و «رهرو امام و رهبری» می­داند، دیگران را سكولار و سرانجام به اسم اصولگرایی تفكرات سكولار خود را بازتاب می­دهد؛ و این یعنی «وقاحت».

 

لاریجانی به عنوان «نماد تفكر متضاد با امام» می­تواند آزادانه هر چه می­خواهد بگوید اما هیچ وقت حق ندارد از ولایت فقیه، امام و رهبری صحبت كند.

 

4) «از ماست كه بر ماست». چند روز پیش كه لاریجانی در گفتگو با روزنامه­ی حجت­الاسلام هاشمی هر چه خواست به نام اصولگرایی گفت، به جز سایت رجا و طیف محدودی از بچه­های وبلاگ نویس، همه در قبال «عزیز دلمان» سكوت كردند. حتی كیهان هم كه در خصوص مباحث مربوط به «مذاكره با آمریكا» بسیار حساس و اصولگرایانه رفتار می­كند، اعتراضی نكرد ... و امروز شاهدیم كه سیاستمدار مرعوب آمریكا و انگلیس «خود را جزء اصولگرایان می­داند» و «بخشی از اصلاح­طلبان را سكولار» و از آنجا كه اعتقاد نداشتن به تفكرات انقلابی امام و رهبری در سیاست خارجه برای ایشان دلیل نمی­شود كه «كسی از زیر چتر اصولگرایی خارج شوند»، «عزیز دلمان»، برای اصولگرایان راه حل هم می­دهند كه «در قالب یك حزب واحد و تمام عیار متحد شوند».

 

بله! امروز هم مانند بسیاری از موارد دیگر «چوب سكوت دیروزمان را می­خوریم». وقاحت لاریجانی، محصول سكوت دیروز و هر روز ماست.

 

5)‌ در طول دو سال گذشته بین دستگاه دیپلماسی كشور با مقام معظم رهبری و تفكرات انقلابی رئیس جمهور، در برخی موارد، ناهماهنگی مشاهده شده است. آخرین نمونه آن اجلاس اردن بود كه جناب لاریجانی هم در آن شركت داشتند و در مصاحبه خود هم تاكید می­كنند «در سطوح مختلف كارشناسی، تصمیم‌سازی و سیاست خارجی گاهی مورد مشورت قرار می‌گیرند»، لازم است رئیس جمهور مكتبی با وزیر خارجه و دستگاه دیپلماسی ما یكبار و برای همیشه اتمام حجت كرده و از حضور و تاثیر این عنصر مرعوب و سكولار جلوگیری كند. 


1) به مناسبت مذاکره لاریجانی در خصوص مذاکره با آمریکا (سرباز روح الله)

2) بررسی طرح جدید لاریجانی / کالبد شکافی یک نظریه باستانی، بخش اول (ناروزنامه نگار)

3) آمريكا از ما چه می خواهد / کالبد شکافی یک نظریه باستانی، بخش دوم (ناروزنامه نگار)

4) انقلاب ما انقلاب آرماهاست نه انقلاب تسلیم به واقعتیها (ربذه)

5) باورهاي ديپلماتيک ديپلمات نااصولگرا! (رجانيوز)

6) «درودگری ـ تنها ـ کارِ بوزینه­ها است!» / در بابِ سخنانِ اخیر آن مردک! (درد)

7) 30سال بعد (ورداورد) 

8) بيانيه مشترك مجمع حزب الله دانشگاه علم و صنعت و تشكل آرمان دانشگاه صنعتي اصفهان

9) گفت‌وگوي خفن روزنامه‌ي منتهن با محمدمُجاب جان‌به‌جاني، مرد زيرپرده‌ي سياست خارجي (پلخمون)

10) بیانیه بسيج دانشجويي دانشگاه امام صادق (ع)

11) پاسخ مقام معظم رهبری به گزافه گویی مرعوبین

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم تیر 1386ساعت 9:35  توسط هادی سلیمانی  | 

سوم تیر، روزی برای یادآوری

 

 

* سوم تیر، یادآور 27 خرداد است. روزی که بر خلاف خانواده و اکثر دوستانم به قالیباف رای دادم تا فریب بازی «صالح مقبول» و نظرسازی­های سفارشی را بخورم.

 

* سوم تیر، یادآور جمله­ی حضرت روح­الله است: «خرمشهر را خدا آزاد کرد». چه ربطی دارد؟! بی خیال! می­خواستم بگویم امروز،‌ روز یادآوری این مطلب است كه از نگاه امام، هر موفقیتی از عنایت خداوند است. پس همه­ی آنهایی که در مرحله اول و دوم برای احمدی­نژاد تبلیغ کردند، فعالیت کردند، نذر و نیاز کردند ، ... و خود را سرباز روح­الله می­دانند به این جمله نخندند که «انتخاب احمدی­نژاد عنایت امام زمان و خدا بود».

 

* امروز، یادآور پیروزی شیرین دو سال پیش است. یادآور تمام شدن بسیاری از فسادهایی كه به نام اصلاحات بر این كشور رفت.

 

* امروز، بیشتر از آنکه یادآوری پیروزی باشد، روز یادآوری تکلیف است:

«باید با دولت همراهی کرد و نباید دولت اصولگرای معتقد به مبانی انقلاب و به شدت در حال تحرک و خدمت به مردم، تضعیف شود».

«همان گونه که در آغاز سال اعلام شد دشمن برای ناکارآمد جلوه دادن دولت مکتبی و حامی ارزشهای اسلامی در پیشرفت اقتصادی کشور مانع تراشی می کند که بسیج دانشجویی می تواند با کمک به افزایش کارآمدی دولت این نقشه را خنثی کند.» (بخش­های از فرمایشات مقام عظم رهبری)

 

* امروز، روز شکر است. به قول قدیمی­ها: شکر نعمت، نعمتت افزون کند.

 

* امروز روز یادآوری است. یادآوری اینكه دوسال گذشت و مهمتر از آن دو سال باقی مانده است.

 

* سه تیر زمانی برای یادآوری شعارهای منتخب ملت است. شعارهایی كه در شعار كه نه! در آرمان «دولت اسلامی» خلاصه می­شود.

 

 * سه تیر زمانی برای یادآوری شعارهای نامزدهای رقیب احمدی­نژاد هم هست. یادآوری شعارهای پوپولیستی به اصطلاح اصلاح­طلبان:

ـ «هر ایرانی 50 هزار تومان» تمام برنامه و شعار شیخ اصلاحات بود. حالا در روزنامه جناب شیخ، از رشد نقدینگی و شعارهای پوپولیستی می­نویسند.

 

ـ تحریكات قومی اصلاح­طلبان فراموش نمی­شود. كل حرف مهرعلیزاده در فیلم تبلیغاتیش این بود كه آذری (ترك) زبان است. تمامی آرای مهرعلیزاده از دو استان بود.

 

ـ معین به علما و بزرگان سیستان وعده داد كه از اهل سنت در كابینه استفاده كند و نصف آرایش را اینچنین از این منطقه محروم جمع كرد. كار به جایی رسید كه حتی كروبی هم در مصاحبه با كیهان او را پوپولیست خواند! و امروز ادعا می­كند كه برخلاف دیگر كاندیداها تمام آرایش از روی شناخت بوده است!

 

ـ دختران اسكیت سوار كه در پشت مانتو خود نوشته بودند:‌ هاشمی 2005، كارناوال­های ماشین با حضور پسر رفسنجانی، دو فیلم تبلیغاتی هاشمی كه 180 درجه اختلاف فاز داشت، تبلیغات فوق تصور و تخمین، شعارهای لیبرالی، ‌... و تاسف­بارتر بازی­های هاشمی،‌ خاندان و ستاد تبلیغاتیش در دور دوم بود: «به بیكاران محترم! نفری 80 تا 120 هزار تومان از صندوق ذخیره ارزی می­دهیم!»، اس ام اس های توهین آمیز، برخورد دور از ادب غضنفرهای كارگزار آقایان مرعشی و نوبخت، ...

 

* امروز، روز یادآوری حمایت اصلاح­طلبان از فردیست كه او را «عالیجناب سرخ­پوش» می­خواندند. ویژه­نامه شرق و صحبت­های روشنفكران،‌ اپوزیسیون داخلی،‌ مشاركتی­ها، نهضت آزادی و حتی تحریمی­ها از یاد نخواهد رفت.

 

امروز، روز یادآوری شركت افرادی است در انتخابات جمهوری اسلامی كه بر طبل تحریم و خروج از حاكمیت می­زدند. روزی كه وارد بازی جمهوری اسلامی شدند و چه بخواهند یا نخواهند برای نظام، قانون اساسی و رهبری به درون صندوق­ها، برگ «آری»‌ انداختند.

 

* امروز، روز رسوایی اپوزیسیون داخلی است. روزی كه تا عمر دارند فراموش نخواهند كرد و ما هم فراموش نخواهیم. شاید برای همین است، آنها كه هاشمی را قاتل می­دانستند و مانع اصلاحات، آنها كه با تقلب­های گسترده مانع ورود او به مجلس شدند،‌ ... در آستانه همین روز به دیدن هاشمی می­روند.

 

* امروز، روز یادآوری دفاع جانانه ملت از اصولگرایی و ارزش­های امام و انقلاب است. روزی كه ملت از میان اصولگرایانی كه تبلیغات میلیاردی كردند،‌ شعار «دولت مدرن» سر دادند، دكترای نداشته خود را به رخ ملت كشیدند، ...،‌ «دولت اسلامی» را انتخاب كردند.

 

* امروز، روز یادآوری تخریب­های سازمان یافته در زیر عبای استوانه­های نظام است. یادآوری اینكه پول چهار روزنامه حزبی كارگزاران (اعتماد، كارگزاران،‌ هم­میهن، شرق) از كجا می­آید. یادآوری اینكه دو سال گذشت و دولت هنوز کوچکترین تاثیری در فضای رسانه­ای ندارد. اگر دو سال پیش این حجم تخریب را به حساب مظلومیت احمدی­نژاد می­گذاشتیم امسال تنها به ضعفی غیرقابل گذشت و غیرقابل جبران می­گذارم. به جز سایت رجانیوز که آن هم توسط تعدادی جوان دانشجو اداره می­شود، هیچ رسانه­ی تاثیر گذاری در حمایت از دولت وجود ندارد. یادآوری لزوم تولید اخبار مفید،‌ داشتن تریبون، ...

 

* امروز، روز یادآوری است ...

 


وبلاگ­نویسان از حماسه سه تیر می­گویند:

۱) امروز سوم تیر است (كتب)

۲) عزا عزاست امروز ... سوم تير! (مسعود ده نمكي)

۳) نقش خاطره می زند سوم تیر ماه (بيداري) 

۴) حرکت وبلاگی سوم تیر (خبرنگار مسلمان)

۵) ایران نامه 3- همدان و سوم تیر 

۶) انتخابات نهم و مساله نظرسنجی (آرمان انقلاب اسلامي)  

۷) ميدان مغناطيسي برون جناحي (يادنامه) 

۸) نظر سنجي يا نظر سازي؟! (پاك ديده) 

۹) سوم تیر، حاکمیت گفتمان عدالت و مهدویت (شوكران انتظار) 

۱۰) يادش بخير گويا همين ديروز بود (استشهاديون)  

۱۱) بکشيدش، از اتوبوس پرتش کنيد بيرون! (پاسداران) 

۱۲) سوم تير، احياي جنگ فقر و غنا (شاه راه عدالت)  

۱۳) تعز من تشا و تذل من تشا (سيطره) 

۱۴) انتظار فرج از سوم تیر کشم؛ شاید! (پاورقي)  

۱۵) سوم تیر و نوسازی ایرانی (ققنوس)  

۱۶) سوم تیر روزي از جنس اخلاص (صراحت)  

۱۷) وقايع نگاري تصويري و نوشتاري روزهاي منتهي به تيرماه 84 (وبلاگ هواداران احمدي نژاد) 

۱۸) احمدی‌نژاد طراز ریاست جمهوری ایران را بالا برد (بزمانه) 

۱۹) «مردي که خوابهايش را در جيبش گذاشته بود»/ داستان كوتاه (ترديد راهي به سوي دانايي) 

۲۰) سوم تير خاطره ماندگار (فصل آگاهی) 

۲۱) خاطرات من از انتخابات ریاست جمهوری: (كشكول جوانی) 

۲۲) دو خرداد تا سه تير، شباهت­ها، تفاوت­ها (مظاهر) 

۲۳) سوم تير روز اصول‏گرايي. همين! (با سيد علي، تا فتح قدس و مكه)  

۲۴) سوم تیر سال ۱۳۸۴ (سارا) 

۲۵) دوسال مانده (ستاره دريايي) 

۲۶) چند خط در خصوص 3 تير (روزنامه دانشجويي) 

۲۷) سوم تیر و نگرانیهای تئوریزه شده (كافه انديشه)  

۲۸) خاطراتم از دوران انتخابات ریاست جمهوری نهم (دست نوشته هاي يك دانشجو) 

۲۹) سفرنامه انتخاباتی (پاسخ گويي) 

۳۰) ملت کار را تمام کرد (بچه های سوم تير) 

۳۱) خاطراتم از حماسه ی سوم تیر (پله پله تا ملاقات خدا) 

۳۲) از سوم تیر 84 باید بسیار نوشت (دولت 70 میلیونی)  

۳۳) رئيس جمهور و پيرزن محروم؛ هديه 3 تير (قاب شیشه ای) 

۳۴) سوم تير، تجلي انتخاب انقلابي ترين فرزند خميني (منتظران ظهور) 

۳۵) "سوم تیر" حقیقت امروز، آرمان فردا (جوانان عدالتخواه و تحول خواه) 

۳۶) حماسه بود و حماسه بود و حماسه (سید جواد) 

۳۷) دولت عشق آمد و من ... (وبلاگ شهید شریفی)  

۳۸) اندر احوالات ستاد کرج ... (میخونه) 

۳۹) سر نخ اصلی کجاست؟ (شب بو) 

۴۰) سوم تیر 84، قبل از انتخابات (وبلاگ 59) 

۴۱) روز خوب پيروزی (وتر) 

۴۲) نكته های دولت 70 ميليوني 2 (وبلاگ دولت 70 ميليوني) 

۴۳) HASHEMI، تروال های پنجاه هزار تومانی و باقی قضایا... (نفسانيات يك من) 

۴۴) به مناسبت سوم تیر (وب نگاشت) 

۴۵) من سوم تیر را می پرستم (خاتمي نوشت) 

۴۶) من به شهردار تهران رای میدم! (خاكريزيسم) 

۴۷) روزی که صداقت به ثمر رسید (وادی خاموشان) 

۴۸) سفر انتخاباتی احمدی نژاد به یزد (آرمانشهر)   

۴۹) احمدي نژاد حماسه اي جاودان (حزب الله ایران) 

۵۰) خاطرات ستاد طلاب (دست نوشته های یک احمد) 

۵۱) چرا احمدي نژاد ...؟ (حزب الله ایران) 

۵۲) سوم تیر ،معجزه الهی (فرهنگ و سیاست) 

۵۳) برای سوم تیر (...)

۵۴) من از سوم تير 84 خودم پشيمانم! (یادداشت های بدون متن)

۵۵) مردی در قلب طوفان (به رنگ انتظار) 

۵۶) سالگرد انتخاب دكتر احمدي نژاد (خیبریان)

۵۷) دو دعوا و دو لبخند براي شب اول (غلامعلی مجاهد)

۵۸) سوم تير اومده ... (امل جامونده)

۵۹) ايام به ياد ماندني (نافذ)

۶۰) سوم تیر روی سن (عکس فوری)

۶۱) شيرين ترين سوم تير عمرم (زنده یاد)

۶۲) امام زمان(جان و روحم فدایش باد) و روز سوم تیر (رسپنا)

۶۳) ايران نامه 4- بازي وبلاگي 3 تير (دلنامه)

۶۴) حرکت وبلاگی سوم تیر (روایتی دیگر)

۶۵) سوم تیر اومده، خون تازه رو تو رگهامون جاری کنه (تردید راهی به دانایی)

۶۶) خاطرات حماسه سوم تير (سوالات منتظر جواب)

۶۷) سوم تیر روزی که در یادها خواهد ماند... (شخصی نویس)

۶۸) مرد مدرن نشده (جنبش دانشجویی حامی عدالت و مقاومت اسلامی)

۶۹) اميد بخش ترين sms (تکلیف الهی)

۷۰) ياد آن روز ها بخير! (برهان)

۷۱) اين نيز گذشت ... (کوله پشتی)

۷۲) دلم نمي‌خواهد از 3تير بنويسم (جایی برای بودن)

۷۳) بازی وبلاگی سوم تیر … (ایلیا)

۷۴) آن مرد آمد (صمیمانه ها)

۷۵) بی تعارف 3 تیر یک حماسه بود (فصل انتظار)

۷۶) ۲۸ روز تاريخ ساز (دايي حامد)

۷۷) سوم تیر و بازار داغ خاطرات ... (ارمینه)

۷۸) من به اين احمدی نژاد رای ندادم ... (آب و آتش)

۷۹) انتخابات اصلی 27 خرداد است! (حکایت دوست)

۸۰) سوم تير- تیر خلاص بر پيكر اصلاحات آمريكايي (آرتا)

۸۱) سوم تیر روز تفوق اسلام بر کفر (صهیون پژوه)

۸۲) انتخابات نهم و مساله نظرسنجی-2 (آرمان انقلاب اسلامی)

۸۳) سوم تیر! تولدت مبارک! (تله پاتی)

۸۴) سوم تیر تاکیدی دیگر برغیرقابل پیش بینی بودن ملت ایران-۱ (حسین رنجبران)

۸۵) كسي آمده، صبح خواهد شد (پدر خوانده حقوق بشر)

۸۶) 730روز باقيست (پیام دل)

۸۷) سوم تير مثل هميشه نبود (شب نوشت)

۸۸) احمدی نژاد خسته نباشی (بصیرت)

۸۹) سوم تیر یادش بخیر (محراب اندیشه)

۹۰) برای سوم تیر (اشراق)

۹۱) سوم تیر84؛ این همه پول از کجا؟ (نگرانی)

۹۲) سوم تیر؛ مافیای انتخاباتی (شرح)

۹۳) خاطراتي از سوم تير (پیاده رو خاطرات)

۹۴) فردای سوم تیر ماه و کنکور۸۴ (ارتباطات ایرانی)

۹۵) سوم تیر معجزه الهی (فرهنگ و سیاست)

۹۶) نگذارید ملت این شکاف را ترمیم کند! (یاد مانا)

۹۷) سوم تير وحدت ملي و انسجام اسلامي را افزايش داد (منتظر)

۹۸) سوم تير را چگونه گذرانديد؟ (مصائب احمدی نژاد)

۹۹) به بهانه سوم تیر (کوشالی)

۱۰۰) امين تهراني ها امين ايران شد (قصه بچه بسیجی)

۱۰۱) سه تير (عشقی) 

۱۰۲) خاطرات یک دانشجو از 3 تیر1384 (مجمع دانشجویان عدالتخواه شیراز)

۱۰۳) پس کله‌اي! (غلامعلی مجاهد)

۱۰۴) ايام به ياد ماندني (ثقلین)

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 9:42  توسط هادی سلیمانی  | 

بـــــــله! (2)

 

وبلاگ داوود را خیلی وقت پیش به طور اتفاقی دیده بودم. بعدها از طریق احمد فهمیدم داوود، تدوینگر است.

ـ احمد به رفیقت بگو منو لینک کنه!

فردا که به وبلاگ تدوینگر رفتم با لینک جالبی مواجه شدم: آقایی که می­خواست من لینکش کنم!

من هم زدم: کسی که می­خواستم لینکم کند!

بعد از چند وقت هم در علم و صنعت دیدمش و ...

 

 

 

به هرحال دوستان خوبمان، داوود و گل داوودی هم، بله!

صمیمانه به داوود و همسرش تبریک می­گم این پیوند خیلی سبز را! 

 

           

 

 

 

و البته فراموش نمی­کنم که عرض تبریکی هم داشته باشم به پدر زحمت­کش داوود که در میان ما نیست اما مطمئنم که نظاره­گر داوود و ما هست.

 

الهی به دستهای پینه بسته پدرم (مطلبی از داوود)

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم تیر 1386ساعت 22:15  توسط هادی سلیمانی  |