حجت الاسلام خاتمی در بخشی از سخنان خود به مناسبت نیمه شعبان با بررسی نظر امام در خصوص جمهوری اسلامی، گفتهاند «مسئله دیگر اگر بتوانیم ارایه الگو است و نه اینکه داعیه جهانی شدن {داشته باشیم}، ما روایت داریم که هر پرچمی که که داعیه جهانی شدن داشته باشد، طاغوت است».
با توجه به عدم تکذیب مطلب فوق توسط ایشان و نیز تداوم سکوت سوالبرانگیز موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، جدا از درستی یا نادرستی تفکر جناب خاتمی، ابهاماتی در ادعاهای ایشان وجود دارد که انتظار میرود نسبت به رفع آنها اقدام شود:

1) مشخص نبودن حدیث مورد ادعا:
جناب خاتمی در طول سخنرانی خود از احادیث دیگری نیز نام برده و با ذکر نام معصوم، راوی و سند به بررسی آنها پرداختهاند، اما در رابطه با بحث «هر پرچمی که داعیه جهانی شدن داشته باشد، طاغوت است» تنها به ذکر مفهوم حدیث مورد نظر خود پرداختهاند. حدیث مورد ادعای ایشان توسط هیچ فردی مطرح نشده است. حتی گروه حجتیه نیز با ذکر حدیثی از امام صادق، که «هر که قیام کند جز بر غم و اندوه ما و شیعان ما بیفزاید کاری از پیش نبرد»، اصل قیام برای تشکیل حکومت حق را زیر سوال میبرند نه ادعای جهانی شدن را!
در این میان هرچند ممکن بود روایت مورد اشاره محمد خاتمی را حدیثی از معصوم(ع) بدانیم که در آن هر پرچمی که در زمان غیبت حضرت حجت(ع)، به نام ایشان و با ادعای «قائم آل محمد(ع)» بودن برافراشته شود را پرچم طاغوت نامیده اند، اما از آنجا که بعید به نظر می رسد ، جناب خاتمی و اصولا هر انسان عاقلی، انقلاب اسلامی را مدعی چنین امری بداند، این احتمال را هم باید کنار گذاشت.
به هر حال، از جناب خاتمی انتظار میرود نام معصوم، راوی و منبع خود را به منظور تحقیق محققان اعلام کنند، چراکه اظهارات اینچنینی فقط سبب بدگمانی در خصوص صحت ادعای ایشان می شود.
2) کدام سخن امام(ره) مورد نظر است؟
جناب خاتمی بارها خود را «پیرو خط امام» نامیدهاند و مخالفان خود را متهم به تخطی از راه امام و مخالفت با اندیشههای ایشان کردهاند. جناب خاتمی در طول سخنرانی خود همچون موارد مشابه، هیچ اشارهای به سخنان امام نمیکنند. جا دارد ایشان روشن کنند از کدام سخنان امام برداشت کردهاند که امام و انقلاب ایران، «داعیه جهانیشدن» ندارد.
3) تضاد آشکار با سخنان امام(ره):
علیرغم ادعاهای جناب خاتمی که در سکوت تاسفبار موسسه حفظ و آثار اندیشههای امام مطرح می شود، رهبر فقيد انقلاب اسلامی «خواستار تحقق اسلام نه در ایران که در هرجا که انسان هست» بوده و صریحا «یکی از اهداف عظیم انقلاب اسلامی» را «حکومت جهانی اسلام» میدانستند و از ملت، خواستار تحمل مشکلات این راه بودند. حضرت امام بارها از «صدور انقلاب» نام میبرند و با تاکید براینکه منظور از «صدور انقلاب»، «لشگرکشی» نیست، از سفرای ایران در کشورهای خارجی میخواهند تا با عمل خود «انقلاب را به کشورهائی که در آن هستند صادر کنند».
در این خصوص تنها به بخشی از فرمایشات امام راحل (ره) اشاره میشود که در تضاد آشکار با سخنان حجت الاسلام خاتمی است:
«امید است با کمک و نصرت الهی سایر ملل محروم و تحت سلطه جهانی و به خصوص مسلمانان تحت ستم و مظلوم نیز با الهامگیری از مکتب حیاتبخش اسلام بتوانند خود را از سلطه استعمارگران شرق و غرب نجات داده و در آیندهای نزدیک شاهد برقراری «حکومت جهانی» اسلام باشیم». (صحیفه امام، جلد 19 صفحه 166)
«لکن ما متکی به خدا هستیم و میخواهیم برای خدا کار کنیم، میخواهیم اسلام را در ایران متحققش کنیم. نه در ایران در هر جا که انسان هست. باید مسلم باشد. انشاءالله» (همان، جلد 11 صفحه 185)
«باید دولت جمهوری اسلامی تمامی سعی و توان خود را در اداره هرچه بهتر مردم بنماید ولی این بدان معنی نیست که آنها را از اهداف عظیم انقلاب که ایجاد حکومت جهانی اسلام است منصرف کند ... چه کسی است که نداند مردم عزیز ما در سختی هستند و گرانی و کمبود بر طبقه مستضعف فشار میآورد ولی هیچکس هم نیست که نداند پشت کردن به فرهنگ دول دنیای امروز و پایهریزی فرهنگی جدید بر مبنای اسلام در جهان و برخورد قاطع اسلامی با آمریکا و شوروی، فشار و سختی و گرسنگی و شهادت را به دنبال خواهد دارد و مردم ما این راه را انتخاب کردهاند و بهای آن را هم خواهند پرداخت و بر این امر هم افتخار میکنند» (همان، جلد 21 صفحه 328)
«ما میخواهیم همه ممالک اسلامی این ویژگیها را داشته باشند و این معنایی که در ایران تحقق پیدا کرده است در همه ممالک اسلامی باشد و این انقلاب صادر بشود به همه ممالک اسلامی و همه مستضعفان جهان در مقابل مستکبران بیایستند». (همان، جلد 13 صفحه 94)
«از مسائل مهمی که شماها مثل ماها موظف به آن هستید این است که با علم خودتان در آنجا، با وضعیت سلوکتان با کارمندان، با وضعیت اصل سفارتخانه و وضع سفارتخانه طوری باشد و طوری بکنیدکه با همین عمل انقلاب شما صادر بشود به آن کشوری که در آن هستید» (همان، دیدار با سفرای ایران، جلد13 صفحه 486)
4) تضاد در رفتار و گفتار:
جناب خاتمی افکار خود را به امام(ره) و معصومین نسبت میدهند و هیچ دلیل و استدلالي برای ادعای خود نمیآورند. از ایشان انتظار میرود به این سوال پاسخ دهد که چگونه برای صدور ایدههای شخصی خود به کشورهای مختلف سفر كرده و آنها را جهانی میداند اما تفکر انقلاب اسلامی و حکومت اسلامی را جهانی ندانسته و بنابر حدیثی نامشخص محکوم به شکست میداند؟ آراء و اندیشههای جناب خاتمی، مشمول حدیث مورد ادعای ایشان، نمیشود؟!
لینک این مطلب در سایت رجانیوز: حدیث کذا و سفرهائی برای صادرات ...؟!