۱) تقریبا شش ماه از وبلاگ نویسی ام می گذرد. این ۵۹ امین مطلبی است که در وبلاگ منتشر می کنم. همان طور که در مطلب اول گفته بودم اینجا جایی بود برای «هوای نفس و منیت های بچگانه، سرگرمی، رضای خدا، در میان گذاشتن حرف هایم با دیگران و ...».
۲) «دیروزِ انجمن حجتیه و دروغ های امروزی»، «چه مثل چگوآرا؛ چمران مثل چمران!»، «تجملگرایی»، «سخنرانی در دانشگاه کلمبیا و آنها که هنوز زیر خط فقرند» و «نگاهی به کتاب نظام اقتصادی اسلام استاد مطهری» مطالبی است که به صورت پراکنده از آنها نوشته ام ولی وقت جمع بندی نیست.
۳) دلم نمی خواهد اینجا مثل برخی وبلاگها شود که اسما وبلاگ است ولی سالی دوازده ماه هم به روز نمی شود و فقط به درد سرکار گذاشتن خلق الله می خورد. از آن طرف، «نوشتن» وقت گیر است چرا که مانند «حرف زدن»، باد هوا نیست. پس باید وقت گذاشت، اندیشید، دقت کرد و سپس سخن گفت. به هرحال وقت آزاد می خواهد و مهتر از آن مشغله ذهنی می آورد.
۴) رتبه پارسال کنکور ارشد به من ثابت کرد که رقابت بسیار سنگین تر از آن است که فکرش را می کردم. امسال تصمیم جدی گرفته ام برای آوردن رتبه ای خوب در رشته مخابرات (میدان). استارت کار را زده ام. اوضاع نسبتا خوب است. طبق برنامه مشغول درس خواندن هستم. جمعه هفته آینده اولین امتحان آزمایشی است که می خواهم شرکت کنم.
۵) هدف از ادامه تحصیل و قبولی در ارشد چیست؟! همچو سابق: معجونی از «هوای نفس و منیتهای بچگانه» و «رضای خدا»! البته حالا «رضایت همسر» هم اضافه شده که احتمالا از هر دو مورد قبلی هم مهمتر است!
۶) همان طور که قبلا گفته بودم «از هرچه فرار می کنم سرم می آید». فراری بودم از اعلام این خبر حتی برای اندک زمان. سرتان را درد نیاورم، مخلص کلام آنکه با در نظر گرفتن تمامی مسائل شخصی و غیرشخصی، تا دادن امتحان ارشد، مطلبی نخواهم نوشت.
از همه دوستانی که در این مدت به وبلاگ بحر سر زدند و بعضا با کامنتهایشان بنده را راهنمایی کردند سپاسگزارم.
امیدوارم مرا از دعای خود بی نصیب نفرمایید.
سخت است اما خداحافظ تا امتحان ارشد!
