تبليغاتX
وبلاگ بحر

وبلاگ بحر

بحریست بحر عشق هیچش کناره نیست آنجا جز آنکه جان بسپارند چاره نیست

پیشاپیش عید همه دوستان را تبریک می گویم.

انشاءالله که سال خوبی در پیش داشته باشیم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 15:45  توسط هادی سلیمانی  | 

 

روزی با برادری در یکی ازخیابا­های لبنان می­رفتیم که باران شدیدی درگرفت. برای در امان ماندن از باران به زیر چادر (سایه­بان) مغازه­ای رفته و از آنجا به داخل مغازه رفتیم. شاهد صحنه­ای جالب شدیم، در یک طرف مغازه بطری­های الکل و مشروب کنار هم چیده شده و در طرف دیگر عکس حضرت علی (ع) نصب بود! گفتم: «این دیگر چه وضعی است که در یک طرف مشروب و در طرف دیگر عکس حضرت علی (ع)؟!».

 

مغازه­دار گفت: «من الحمدالله شیعه هستم و این کارم (مشروب فروشی) به خاطر ارتزاق و تامین معاش خانواده است و خودم استفاده نمی­کنم!»

 

از آن­چه در آن مغازه دیدم و شنیدم خیلی متاثر شدم. روزی به امام موسی صدر گفتم: «چرا شما برای این موضوع فکری نمی­کنید؛ در جنوب لبنان که همه شیعه و مسلمانند و به مسجد می­روند و نماز می­خواند چرا مسلمانان به شغل­های حرام مشغولند. من خود شیعه­ای را دیدم که در مغازه مشروب­فروشی­اش عکس علی (ع) را نصب کرده بود و می­دانم بیشتر مردم درخانه­هایشان نرد و قمار بازی می­کنند.»

 

امام موسی صدر پاسخ قابل تاملی داد: «باید آرام­آرام پیش رفت. ما تا الان که روی اینها کار کرده­ایم توانسته­ایم به ایشان بفهمانیم که مبارزه هم جزء اسلام است، در مقابل دشمن ایستادن هم جزء اسلام است، تنها ادعای خالی برای مسلمانی و شیعه بودن کافی نیست، عمل هم می­خواهد. فعلا آنها را تا اینجا رسانده­ایم . حالا زود است که به ایشان بگوییم زنت باید حجاب داشت باشد، فرزندانت نباید فیلم مستهجن ببینند، نباید مشروب بخورید و یا خرید و فروش کنید. پیغمبر اکرم (ص) پس از ده سال از رسالتش به اصحابش دستور مهاجرت دادند و فرمودند قولو لا اله الا الله تفلحو و ...»

 

درک سخنان امام موسی صدر در آن روز برایم سخت بود ولی پس از مدت­ها زندگی کردن در میان این مردم، خود به درستی و صحت سخنان صدر رسیدم؛ و دریافتم که او تا اینجا چه راه سختی را پیموده است.

(صفحه 124, خاطرات مرضیه حدیدچی (دباغ))

 

***

 

كار بزرگ امام موسي صدر اين بود كه از شيعياني كه تنها نام شيعه را يدك مي­كشيدند، شيعياني ساخت كه امروز همه­ي ما به حالشان غبطه بخوريم. امتي كه در مبارزه، جهاد و استقامت در مقابل اسرائيل بي­همتا هستند. در فعاليت­هاي عام­المنفعه اجتماعي پيشرو است.

 

از آن زمان كه خانوم دباغ به همراه شهيد محمد منتظري و ياران شهيد منتظري در لبنان به سر مي­برد چهار دهه بيشتر نمي­گذرد.

 

شيعياني كه امام نمي­توانست به آنها بگويد «زنت باید حجاب داشت باشد، فرزندانت نباید فیلم مستهجن ببینند، نباید مشروب بخورید و یا خرید و فروش کنید»، اكنون احوال ديگري دارند:

 

شيعياني هستند كه منيت­ها را كنار گذاشته­اند و براي خدا مي­جنگند، براي خدا كار مي­كنند، براي خدا در انتخابات شركت مي­كنند، براي خدا تحصيل مي­كنند، ... و براي خدا زندگي مي­كنند.

 

رمز موفقيت امام اين بود كه خود، حقيقتا «شيعه» بود و براي خدا تبليغ مي­كرد. اما همه موفقيت امام مديون اين امر نبود. اصل ديگري كه متاسفانه برخي دقت نمي­كنند: «بايد آرام آرام پيش رفت».

 

***

 

شايد عدم موفقت جمهوري اسلامي در حوزه فرهنگ اين است كه بيشتر مسئولين ما سه دسته­اند:

 

1) براي رضاي خدا كار نمي­كنند

2) اعتقاد به «پيش رفتن» در حوزه­هاي فرهنگي را ندارند. آنها اسلام را فقط در اقتصاد خلاصه كرده­اند

3) اعتقاد به «آرام آرام» پيش رفتن ندارند

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 10:2  توسط هادی سلیمانی  | 

 

1) فضای مجازی:

 

در این دوره، تبلیغات انتخاباتی در سایت­های خبری، افزایش چشم­گیری داشت. در حالیكه لیست­های انتخاباتی در روزهای آخر تبلیغات و به صورت محدود به دست مردم می­رسید (و بعضا نمی­رسید)، گروه­های مختلف بر روی تبلیغات در فضای مجازی حساب باز كرده بودند.

 

اشتباه اساسی گروه­ها این بود كه اولا كاربران اینترنتی، محدوده بوده و همه­ی شهروندان از اینترنت استفاده نمی­كنند و ثانیا بخش محدودی از كاربران اینترنت از سایت­های خبری استفاده کرده و علاقه­مند به سایت­های سیاسی می­باشند.

 

2) عدم توجیح هواداران

 

برخلاف انتخابات گذشته كه سوابق كامل اعضای لیست ائتلاف­ها در اختیار مردم قرار می گرفت، این­بار تنها اسامی كاندیداهای مورد حمایت گروه ها منتشر شد.

 

دلیل این امررا می­­توان انتظار پیروی بی­چون و چرای احزاب از مردم دانست. انتظاری كه توسط برخی برآورده می­شود. مردمی كه از «بغض معاویه» و به خاطر ساختن «لولو»! از طیف­های دیگر، خود را ملزم به رای دادن «كامل» به یك لیست می­دانند.

 

میزان تبعیت كامل رای­دهندگان از لیست­ها، در چند روز آینده مشخص می­شود. در صورت حمایت بی­چون وچرای مردم از لیست­ها، انتخابات آتی به شكل دیگری برگزار خواهد شد. گروه­های­سیاسی بدون در نظر گرفتن حداقل گرایش­ها و اعتقادات مردمی، اقدام به بستن لیست می­كنند.

 

3) شهر آرام بود

 

با توجه به مصوبه مجلس برای اولین بار، انتخاباتی را پشت سر گذاشتیم كه از هزینه­های میلیاردی جلوگیری شد. همچنین در و دیوار شهر نیز رنگ آرامش را به خود دید.

 

4) گرانی

 

در شعارهای تبلیغاتی تكیه همه­ی گروه­ها بر مبارزه با تورم و گرانی بود. این امر نشان­دهنده این امر است كه مشكل اساسی از دید توده مردم، گرانی است و چشم اسفندیار دولت نهم نیز مقوله معیشت مردم است.

 

۵) خبری از فرهنگ و سیاست نبود!

 

گروه­های سیاسی، در زمینه­های فرهنگی، سیاسی و اجتماعی، سكوت پیشه كردند و یا به دادن شعارهای مبهم همچون «دفاع از اندیشه­های امام» بسنده كردند. به نظر می­رسد گروه ها به این نتیجه رسیده­اند كه دادن هرگونه شعار در زمینه­های فوق، تنها منتج به از دست دادن آرای طیفی از جامعه خواهد شد.

 

در تبلیغات اصولگرایان برخلاف گذشته سخنی از «اسلام» نبود. اصلاح طلبان نیز سخن از آزادی و توسعه سیاسی به میان نیاوردند.

 

۶) منابع مالی

 

هرچند هزینه­های تبلیغاتی این دوره به مدد مصوبه مجلس شورای اسلامی، بسیار كاهش یافته بود ولی هزینه­ی بنرهای تبلیغاتی و كارت­های پخش شده در تیراژ میلیونی، همچنان قابل ملاحظه است. در این انتخابات همچون انتخابات گذشته منابع مالی گروه­ها نامشخص ماند.

 

۷) شدت تبلیغات

 

بیشتر بنرهای تبلیغاتی متعلق به «ائتلاف فراگیر اصولگرایان» بود. جالب اینجاست كه سال گذشته یكی از اعضای این گره (سعید ابوطالب) در دانشگاه علم وصنعت، به تبلیغات گسترده توسط گروه­ها حمله كرده بود.

 

 تبلیغات ائتلاف اصلاح­طلبان و جبهه مشاركت كمترین حجم تبلیغات را به خود اختصاص داده بود، این در حالی است كه تعداد زیادی كارت توسط جبهه متحد و گره حامیان منتشر شد. میزان تبلیغات این گروه­ها نشان دهنده ارتباط بین منابع ملی و دسترسی به قدرت است.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 10:24  توسط هادی سلیمانی  | 

 

شعارهای اطلاح­طلبان

 

«كنترل گرانی و ایجاد رونق اقتصادی»،‌ «مقابله با تحجر و دفاع از اندیشه­های امام» و «ارتقا منزلت ایران و كرامت ایرانیان در عرصه بین­الملل» سه شعاری است كه توسط ائتلاف اصلاح­طلبان داده شده است.

 

همانگونه كه قابل مشاهده است در هیچ كجا به صورت شفاف، شعار آزادی اجتماعی، ‌توسعه سیاسی، رفراندوم، دموكراتیزه كردن نظام، دفاع از مطبوعات داده نشده است.

 

سخنی با اصلاح­طلبان:

 

آقایان و بانوان محترم اصلاح­طلب! در صورت رفتن به مجلس، اولویت اول شما باید «كنترل گرانی و ایجاد رونق اقتصادی»،‌ «مقابله با تحجر و دفاع از اندیشه­های امام» و «ارتقا منزلت ایران و كرامت ایرانیان در عرصه بین­الملل» باشد. پس غلط می­كنید اگر در اولویت اول خود شعار رفراندوم بدهید، از توسعه سیاسی دم بزنید، ... و ملت را مانند هشت سال اصلاحات سركار بگذارید.

 

«یاران خاتمی»! شركت شما در انتخابات به معنی پذیرفتن چهارچوب نظام جمهوری اسلامی است و نیز به این معنی كه شما مجلس را مكانی سرنوشت­ساز و کارآمد می­دانید نه مكانی بی­اراده. فلذا حق ندارید همچون حجت­الاسلام خاتمی، همان فردی كه «یار» ایشان هستید، برای رسیدن به این پست مبارزه كنید و بعد از هشت سال اعلام كنید «تداركاتچی» بودید.

 

آقایان و بانوان محترم اصلاح­طلب! اگر «تداركاتچی» هستید از همین حالا انصراف خود را اعلام كنید.

 

شعارهای اصول­گرایان

 

«مجلس دردآشنا و كارآمد»، «ایجاد اشتغال»، «مبارزه با تورم» و «تامین رفاه»، شعارهای جبهه متحد اصولگرایان است.

 

همان­گونه كه مشاهده می­شود به صورت شفاف هیچ شعار فرهنگی، امنیتی و سیاسی دیده نمی­شود. «اصولِ» اصول­گرایان، در «مجلس دردآشنا و كارآمد»، «ایجاد اشتغال»، «مبارزه با تورم» و «تامین رفاه» خلاصه شده است.

 

سخنی با اصولگرایان:

 

آقایان و بانوان محترم اصول­گرا! در صورت راه یافتن به مجلس، اولویت شما برپایه «مجلس دردآشنا و كارآمد»، «ایجاد اشتغال»، «مبارزه با تورم» و «تامین رفاه» باید باشد. پس غلط می­كنید اگر در اولویت اولتان به امر مبارزه با بدحجابی، رسیدگی به بخش فرهنگ به خاطر مظلومیت آن، امنیت اجتماعی، انرژی هسته ای، ... مشغول شوید.

 

آقایان و بانوان محترم اصول­گرا! شعارهای «ایجاد اشتغال»، «مبارزه با تورم» و «تامین رفاه» به این معناست كه شما مجلس را در اوضاع اقتصادی كشور مسئول مستقیم می­دایند و می­توانید با گرانی، بیكاری و عدم رفاه در صورت رفتن به مجلس مبارزه كنید. اقدام برخي از شما در مجلس هفتم كه گراني را تنها به دوش دولت مي­انداختيد اقدامي غيراخلاقي و غيرقابل پذيريش بود.

 

پس اگر فكر می­كنید مجلس در اوضاع اقتصادی كشور به صورت مستقیم مسئول نیست همین حالا انصراف دهید.

 


پی نوشت

 

می­خواستم بگویم آقایان و بانوان ائتلاف نیمه كاره­ی فراگیر اصولگرایان! در صورت رفتن به مجلس و به ریاست رسیدن دكتر حداد عادل حق ندارید بگویید رئیس مجلس نمی­گذارد كار كنیم چرا كه سرلیست شما دكتر حداد عادل است ... كه دیدم مهندس سعید ابوطالب، مصاحبه­ای كرده كه باید بعد از انتخابات انجام می­شد ولی ظاهرا زمان را اشتباه گرفته است. (فكر كنم نوشته قبلی ام با موضوع تاملی بر شباهت­های ابوطالب و اصغرزاده، تكمیل شد!)

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 15:53  توسط هادی سلیمانی  | 

انشاءالله فردا چهارشنبه ساعت 16:30 از پايان­نامه خود دفاع مي­كنم. موضوع پروژه «تحليل و شبيه­سازي آنتن­هاي شكل­پذير (Reconfigurable Antenna)با استفاده از قطعات MEMS» است. بدينوسيله از دوستان علم و صنعتي تقاضا مي­شود با حضور خود من را در امر مقدس «دفاع» ياري كنند!ژ

 

ضمنا اگر مخابراتي نيستيد و فكر مي­كنيد چيزي متوجه نمي­شويد ايراد ندارد، تشريف بياوريد، خود من هم چيزي نمي­فهمم!


كارهاي پايان­نامه هنوز تمام نشده. ديشب نخوابيدم ولي هنوز هم پاورپوينتم را هم آماده نكردم! امشب مقداد می خواست بعد از مدتها که آویزان بنده و دوستان بود، خرجی بدهد. نمی توانم بروم. واقعا از دست دادم.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 14:17  توسط هادی سلیمانی  | 

 

بیست و چهار سال تمام! امروز بیست و چهار سال از 18 اسفند 62 روز تولدم می­گذرد.

 

بیست و چهار سال تمام! امروز به خانه آقاجون رفتم. مادرم گفت به خاطر ایام شهادت و عزاداری تولدم را تبریک نمی­گوید و هدیه­ تولد هم برای بعد از شهادت. اما تکه کاغذی به من داد. در بالای کاغد نوشته شده بود: «خاطرات یک درخت تنها در بیابان را بنویس». انشائی بود که در سال اول راهنمایی نوشته بودم.

 

بیست و چهار سال تمام! زمانی، «یک ماه تمام» هم نبودم! این را چند تکه لباس کوچکی که همراه انشاء، از مادرم تحویل گرفتم، می­گفتند. لباس­های دوران شیرخوارگیم بود.

 

بیست و چهار سال تمام! فرصتی برای شکر و یادآوری همه­ی نعمت­هایی که لایق نبودم و فرصتی برای تشکر از مادرم، پدرم، معلم انشاء سال اول راهنمایی و خیلی­های دیگر که شاید مثل معلم انشا خوبم، آقای نوروزی، فراموششان کرده باشم. و راستی تشکر از همسرم!

 

بیست و چهار سال تمام! مادری به عشق فرزند، «بیست و چهار سال تمام»، مادری کرد تا ثابت کند هر روز، روز مادر است.

 

بیست و چهار سال تمام! روز مادر مبارک! روز پدر مبارک! روز معلم مبارک! روز زن مبارک! روز پرستار مبارک! روز «مامانی» مبارک! روز همه­ی آنها که را که «بیست و چهار سال تمام» را مدیونشان­ام مبارک.

 

بیست و چهار سال تمام! روز خدا مبارک! خدایی که قصه­های «مامانی» با آن شروع می­شد: «یکی بود، یکی نبود، غیر از خدا هیچ­ کس نبود».

 

بیست و چهار سال تمام!

 


پی نوشت:

۱) متن انشائی که دوازده سال پیش نوشته ام در ادامه می آید.

 

موضوع انشاء: خاطرات یک درخت تنها در بیابان را بنویس

 

من هرچه قدر فکر می­کنم می­بینم که خیلی سخت است که کسی تنهای نتها در بیابان زندگی کند. وقتی که از این درخت تنها خاطراتش را می­خواهم، می­گوید:

 

من خیلی دلتنگم. در روز و شب به جز صدای زوزه باد چیزی نمی­شنوم و تنها چیزهایی که می­بینم، این بیابان خشک و بی­آب و علف و جانورانی که مزاحم من می­شوند و من از آنها خوشم نمی­آید چیزی نمی­بینم. بیشتر وقت خود را به فکر کردن می­گذرانم.

 

فکر می­کنم اگر مانند درختان دیگر در باغی زیبا و در کوه و در ... بودم، خیلی خوشحال می­شدم. زیرا پهلوی خانواده­ام و دوستانم زندگی میکردم. هر روز صبح زود فصل بهار وتابستان صدای پرندگان زیبا، صدای آب رودخانه، ... می­شنیدم. با دوستانم درد و دل می­کردم و با آنها روزهای خوشی را می­گذراندم. اما حیف که من در این بیابان بی­آب و علف تک و تنها هستم. غم­خواری ندارم و آب به اندازه کافی به من نمی­رسد. بعضی از مواقع از فرط تشنگی و گرماهای هوا در روزهای تابستان، پیش خودم می­گویم: که چند لحظه دیگر خواهم مرد.

 

من سالانه اگر خیلی شانس بیاورم یکی دو پرنده که راهشان را گم کرده­اند را می­بینم و آن لحظات را بهترین روزهای عمر خود می­شمارم.

 

من اگر بخواهم تمام درد و دل­های خود را برای شما بگویم چندین شبانه روز طول می­کشد. پس از شما خداحافظی می­کنم. خداحافظ. البته از شما می­خواهم که برای خلاص شدن من از این محل کمکم کنید.

 

۲) نمره ای که آقای نوروزی داده اند ۱۷ است. خیلی دوست داشتم بدانم حالا چه نمره ای به انشا دانش آموز دوازده سال پیش خود می دهند.

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 22:40  توسط هادی سلیمانی  | 

 

1)‌ هر دو به خاطر یك اتفاق، چهره­ای مطرح شدند

اصغرزاده در گروگان­گیری اعضای سفارت و ابوطالب در ماجرای دستگیری­اش در سفر به عراق.

2) هر دو پس از انتخاب شدن و راه یافتن به قدرت توسط دوستان خود تكفیر شدند

اصغرزاده را به مشاركت راه ندادند. ابوطالب نیز توسط آبادگران كنار گذاشته شد. اصغرزاده منتقدان زیادی در بین تیم اشغال­گر سفارت دارد و دوست مستندساز ابوطالب كه با هم دستگیر شده بودند او را متهم به انتشار مستندی كه حاصل كار وی بوده توسط ابوطالب می­كند.

3)‌ هر دو خود را منتقد آنهایی می­دانند كه با پول آنها به قدرت رسیدند

اصغرزاده اگر در لیست اصلاح­طلبان نبود هیچ­گاه به قدرت راه نمی­یافت و ابوطالب نیز اگر توسط جبهه پیروان خط امام و رهبری در لیست آبادگران قرار نمی­گرفت به مجلس راه نمی­یافت. اصغرزاده منتقد اصلاح­طلبان و به خصوص مشاركت و دولت حجت­الاسلام خاتمی شد و ابوطالب منتقد هیات رئیسه مجلس، فراكسیون اكثریت و دولت نهم.

4) حیات سیاسی هر دو به «انتقاد كردن» است

اصفرزاده­ی تحكیمی برای جلب نظر بدنه دانشجویی اصلاح­طلبان و ابوطالب از زندان آزاد شده برای جلب نظر بدنه اصول­گرایان در لیست­ها قرار گرفتند. امروز هم تاریخ مصرفشان تمام شده است. آنها دیگر در لیست قدرت­مندان جایگاهی ندارند، پس اگر «انتقادات صریح» آنها نباشد، باید به خانه بازگردند و این برای كسی كه طعم شیرین قدرت را چشیده است نشدنی است. تنها «انتقادات صریح» است كه می­تواند پای آنها را لیست­هایی موازی بكشاند.

5) هر دو به زیر علم آنهایی رفتند كه نقدشان می­كردند

ابراهیم اصغرزاده پس از هیاهوی بسیار و انتقادات شفافی كه به اصلاح­طلبان داشت در لیست اعتماد ملی جا گرفت و ابوطالب در لیستی كه دكتر حداد عادل، سرلیست آن است.

6) هر دو فرقی ندارند با ...:

 اعتقاد داشتم اصغرزاده صد شرف دارد به مشاركت و ابوطالب صد شرف دارد به موتلفه. اما امروز بعد از دیدن لیست­های انتخاباتی نظرم عوض شد: هیچ­كدام هیچ مزیتی نسبت به دیگری ندارند.

 نتیجه­ای كه نمی­خواستم بگیرم:

دو فرد متضاد، دو دیدگاه متضاد، دو جناح متضاد، حتی دو قیافه­ی متضاد! اما سرنوشتی مشترك.

 لیست­های جناح­های مختلف می­آیند و می­روند و با خود همه­ی ما را بازی می­دهند، اتفاقی كه همه می­دانیم. اما بازی خوردن توسط افرادی مثل ابوطالب و اصغرزاده تامل بیشتری می­طلبد.

 ظهور امثال ابوطالب و اصفرزاده در فضای سیاسی كشور و نوع رفتار آنها نشان از مشكلی جدی در شفافیت انتخابات مجلس و شوراهای شهر و روستای ما دارد. از مشكلات انتخابات حزبی بسیار صحبت شده است اما نبود الگوی جایگزین، فضایی بر پایه هرج و مرج را سبب می­شود.

ساختاری متفاوت، الگویی متفاوت یا پذیرفتن نظام حزبی، تنها راه­های پیش پای آرمان­گرایان است.

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 17:43  توسط هادی سلیمانی  | 

 

دكتر احمدی­نژاد گفته است: «نمی­گذارند اوباما رئیس­جمهور شود». تحلیل وی درست است یا غلط، در آینده مشخص خواهد شد. اما با توجه به آنچه در ادامه خواهد آمد برای من مسلم است كه رئیس­جمهور شدن اوباما نه فرقی به حال ایران دارد نه كشورهای دیگر.

1) برنامه­ها ثابت:

 ایالات متحده آمریكا به عنوان ابرقدرت موجود، بر اساس برنامه­ها و استراتژی­های كلان حاكم بر آمریكا اداره می­شود. به خاطر تثبیت كامل نظام آمریكا، با رفتن و آمدن شخصی، این سیاست­های كلان تغییر نمی­كند. سرمایه­دارانی كه مخارج تبلیغات اوباما و دیگران را می­دهند (و اتفاقا کارخانه های سلاح سازی نیز برای آنهاست) پس از اتمام نمایش­نامه انتخابات و روی كارآمدن رئیس­جمهور، هنوز در قید حیات هستند و بازیگردان اصلی.

2) آمریكا بدون جنگ اداره نمی­شود

 فرض كنید روزی، یك ایرانی صلح­طلب رئیس­جمهور آمریكا شود! آیا می­تواند جلوی جنگ­طلبی آمریكا را بگیرد؟ آمریكا بازار تسلیحات را به طور كامل در دست دارد، سود زیادی از محل فروش سلاح و نیز غارت كشورهای اشغال شده در هزاران كیلومتر دورتر از مرزهای خود به دست می­آورد و آن را خرج توسعه كشور می­كند.

 چشم خود را نباید بر حقیقت بست. مردم آمریكا بدون جنگ ضرر می­كنند. به همین خاطر است كه تمدن برآمده از این ملت به طور متوسط سالی یك جنگ _ البته جنگ خارج از خانه _ را پشت سر گذاشته است. آنها به خوبی می­دانند جنگ­طلبی دولتشان علاوه­بر مخارجی كه به آنها تحمیل می­كند،‌ برای كشورشان سودآور و اشتغال­زاست.

3) اگر نمی­خواستند، كاندیدا نمی­شد

در ایران حجت­الاسلام خاتمی می­تواند هشت سال رئیس­جمهور شود و بعد از اتمام هشت سال، رئیس­جمهور را تداركاتچی بخواند (یعنی همه سركار بودید!)، اعضای حزب مشاركت وارد حكومت شوند و بعد شعار خروج از حاكمیت بدهند سپس كاندیدشان با «حكم حكومتی» وارد انتخابات شود، ... همه این موارد به این خاطر است كه نظام جمهوری اسلامی ایران ثبات لازم را برای جلوگیری از حضور چنین فردی را ندارد.

اما مسئولین حكومت ابرقدرت آمریكا به خاطر ثبات سیاسی هیچ­گاه اجازه نمی­دهد افرادی كه مخالف سیاست­های كلان نظام است كاندید شوند.

اگر حقیقتا اوباما فردی مخالف سیاست­های كلان و تاثیر گذار آمریكا بود، اصولا اجازه رقابت درون حزبی را هم نمی­یافت. ورود او و امثال او تنها برای گرم كردن بازار انتخابات است.

سگ زرد برادر شغال است

مسئولین كشور ما باید بدانند «سگ زرد برادر شغال است» و آنچه می­تواند در سرنوشت ما تاثیرگذار باشد آمدن یا نیامدن باراك اوباما نیست، فرهنگ متعالی، امنیت همه جانبه بر اساس اقتصاد، ایمان و نیروی نظامی قوی است كه سرنوشت كشور را تعیین می­كند.

ساكنان آمریكا، سالیان سال برای پیشرفت علمی، فرهنگ، اقتصاد، سیاست، امنیت و توان نظامی خود برنامه­ریزی كردند و ابرقدرت جنایت­كار امروز شدند، ما نیز تنها در سایه تلاش خود است كه می­توانیم كشوری برتر (البته نه از نوع جنگ­طلبش) شویم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت 13:41  توسط هادی سلیمانی  | 

درود بر شرف حزب مشارکت

دیروز سلف دانشگاه پر از بیانیه­های بی­نام و با نام نشان و نشریات رنگارنگ شده بود. در اعتراض به مصاحبه رئیس دانشگاه علم وصنعت كه یك ماه پیش صورت گرفته بود مطالبی منتشر شده بود. رئیس دانشگاه برای چندمین بار متوالی تكذیبیه پخش كرد و من برای چندمین بار در آستانه انتخابات به شرافت حزب مشاركت درود فرستادم. ظاهرا در مصاحبه تكذیب شده دكتر جبل­عاملی كه مربوط به یك ماه پیش بود و زمان اعتراض به آن دیروز بود بحث سهمیه­بندی بر اساس جنسیت مطرح شده بود.

همه موافق مساوات

مساوات در رقابت دختر و پسر در ورود دانشگاه صحیح است یا غلط؟ ظاهرا همه موافق رقابت در شرایط برابر هستند و مخالف سهمیه بندی جنسیتی چراكه خلاف عدالت و یا خلاف حقوق بشر است. البته عده­ای قلیل هستند كه سخن از معضلات جدید در جامعه ما می­كنند كه به واسطه عدم توازن منطقی در ورود دختران و پسران به دانشگاه می­كنند. 

شاید فکر کنید بنده نظر دوم را دارم. خیر! اتفاقا نگارنده نیز مي­خواهد برای اولين و آخرين بار طرفدار حقوق بشر (human rights) و مساوات و ... شود، فلذا طرفدار مساوات و گزینش تنها بر اساس توانایی­ها و نه جنسیت در دانشگاه است.

به همین سبب از دولت انتظار دارد كه ظلمی كه سالیان سال است بر داوطلبان مذكر می­رود و در ادامه خواهد آمد را اصلاح كند.

سربازی را لغو کنید

داوطلبان ذكور، مجبور به رفتن سربازی هستند درحالیكه دختران با چنین سدی مواجه نیستند و بارها می­توانند بخت خود را امتحان و سال­ها در این رقابت در سطوح مختلف شركت كنند.

دولت به منظور برقراری مساوات و اجرای صحیح حقوق بشر، باید سربازی را برای دختران اجباری كند و یا سربازی اجباری پسران را لغو كند تا در شرایطی نسبتا برابر، رقابت كنند.

نسبتا برابر!

منظور از شرایط «نسبتا برابر» نیز مشخص است. چون برخی نابرابری­ها دست دولت نیست. مثلا دولت نمی­تواند مهریه­های سنگین برای پسران قرار دهد كه همسرشان باید پرداخت كند! یا بگوید خرج اجاره خانه و كار و كسب با زنان است و زنان باید خرج شوهرشان را بدهند.

همان­طور كه نمی­تواند اجبار كند كه از این پس مردان به جای زنان بچه­دار شوند چراكه مانع تحصیلات تكمیلی دختران است. در نظام آفرینش تنها زنان باردار می­شوند. البته این با اعلامیه حقوق بشر در تضاد است ولی آفرینش خدا هرچند از نظر حقوق بشر و حامیان آن غلط به نظر برسد قابل تغییر نیست. (به عنوان كسی كه حقوق بشر (human rights) را قبول ندارد از این لحاظ واقعا خوشحالم)

اگر اصل بر «مساوات» باشد و «عدالت» همان «مساوات»، بسیاری از این ناعدالتی­ها قابل برطرف كردن نیستند چراكه حاصل آفرینش و برخی فرهنگ­های حاصل از آن است. اما می­­توان برخی از این بی­عدالتی­ها را برطرف كرد كه به نظر من مهمترین آن درحال وجود سربازی اجباری برای پسران و نبود آن برای دختران است.

یاری رسانی پس از انتخابات

امیدوارم حامیان حقوق بشر (human rights) پس از انتخابات این عمل ضد حقوق بشری حكومت جمهوری اسلامی را پیگیری كنند و مطمئن باشند برای اولین بار در این راه تنها نخواهند ماند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 20:29  توسط هادی سلیمانی  | 

سلام برادرم! سلام خواهرم!

 

اميدورام هنوز زنده باشي!

 

زماني كه اين نامه را مي­نويسم، در اينجا همه مشغول «حماسه 24 اسفند» هستند تا مشت محكم ديگري نثار قاتلان شما كنند.

 

تبليغات شركت­هاي اسرائيلي بر در و ديوار شهر است، اما ناراحت نباش، ديروز بين دو نماز در دانشگاه شعار «مرگ بر اسرائيل» داديم.

 

هميشه فكر مي­كردم چه زماني مصائبت تمام مي­شود. اينجا سخن از هر مشكلي كه پيش مي­آيد،راه حلش يك چيز است: «اجراي صحيح سياست­هاي كلي اصل 44». نمي­دانم شما اصل 44 داريد يا نه؟! اگر داريد مي­گويند سياست­هاي كلي­اش، خيلي خوب است.

 

دعواهاي سركاري ادامه دارد. نه خبري از اصلاحات است نه پاسداشت و پايبندي به اصول. خبر جديدي نيست.

 

دروغ نگويم، خبر جديدي هم رسيده است:

 

«ايرانيان سال‌هاست كه احساسشان اين است كه ما بي‌خودي پول خودمان را در فلسطين هزينه مي‌كنيم. اصلا‌ ايرانيان با اعراب بيشتر از بقيه مشكل دارند».(مرعشی در گفت و گو با اعتماد ملی)

 

نه! اشتباه مي­كني! حرف اپوزيسيون نيست! حرف روشنفكران خارج رفته­ي! ما هم نيست. نزديكان كسي كه خطبه­هاي نماز جمعه روز قدس را مي­خواند خبر آورده­اند.

 

اينجا آدم­هاي احساساتي هم پيدا شده­اند و از «احساسشان» مي­گويند. مشكل ما با شماست نه با اسرائيل. مشكل شما هستيد كه قبول نمي­كنيد سه ميليون آواره در مصر،‌ لبنان،‌ سوريه و ... آواره بمانند و خودتان با يك و نيم ميليون جمعيت در نواري به باريكي يك غزه بمانيد. اگر چشمانت را بسته بودي و شعار نيل تا فرات را نمي­ديدي، اگر آواراگي­ها و كشتارها را نمي­ديدي، حالا در صلح در كنار كشور يهود آرام بودي.

 

اشتباه نكن! اينها را من نمي­گويم. اينها را آدم­هاي احساسي ما مي­گويند.

 

اينها را گفتم تا بداني نه از احساسات روشنفكران ما مشكلت حل مي­شود و نه از شعارهاي حزب­اللهي­هاي ما.

 

مي­دانم كه در غزه جز خدا نيست و توكلت جز خدا به كسي نيست. گفتم تا خيالت را راحت­تر كنم. در اين دنيا، فقط خدا هست و غير از خدا نيست.

 

نامردي است ولي واقعيت دارد!

 

پس بمان و بمير در غزه تا روزي كه «مردانگي» بيدار شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 9:45  توسط هادی سلیمانی  | 

در روزهای اخیر بارها شاهد «هشدار در مورد سلامت انتخابات» از سوی اصلاح­طلبان بودیم. ابراز نگرانی­هایی كه در روزهای گذشته از سوی اصلاح­طلبان بسیار شنیده می­شود. هنگام برگزاری انتخابات شورای شهر و مجلس خبرگان نیز بسیاری از اصلاح­طلبان دغدغه­های خود را در خصوص سلامت انتخابات مطرح می­كردند. شاید برخی این اظهارات را تنها تاكتیكی تبلیغاتی ارزیابی كنند. اما به نظر نگارنده، این نگرانی­ها علاوه­بر شگردی تبلیغاتی، دلیل دیگری نیز دارد.

 

انتخابات مجلس ششم را به یاد آوریم. آن زمان كه حجت­الاسلام خاتمی وظیفه خطیر ریاست جمهوری و صیانت از آرای ملت را عهده­دار بود. پس از برگزاری انتخابات و اعلام نتایج، آرای دكتر حداد عادل در حوزه­ای كه رایش را به صندوق انداخته بود صفر محسوب شده بود!

 

برگزاری انتخابات مجلس در زمان رضاخان و عدم كسب حتی یك رای به نفع مرحوم مدرس، این بار در زمان دولت حجت­الاسلام خاتمی تكرار شد.

 

نیروهای اصلاح­طلب با حمایت بی چون چرای حجت­الاسلام خاتمی و دولت ایشان تخریب­های گسترده خود را علیه آیت­الله رفسنجانی هفته­ها قبل آغاز كرده بودند. گستردگی تخلفات و تقلب­های صورت گرفته علیه آیت­الله رفسنجانی به حدی بود كه اگر روند رسیدگی به تخلفات و ابطال آرا توسط شورای نگهبان ادامه می­یافت انتخابات به كلی ابطال می­شد.

 

از آن زمان هشت سال می­گذرد. شاید دیگران فراموش كرده باشند اما متولیان دولت وقت، عملكرد خود را خوب به یاد دارند. هرچند برگزاری سالم انتخابات شوراها و خبرگان (به خصوص رای بالای آیت الله رفسنجانی) كه هر دو در تضاد با خواست دولت دكتر احمدی­نژاد بود، تحسین برانگیز و باعث اعتماد بیشتر به متولیان انتخابات است اما انتخابات مجلس خاطرات گذشته اصلاح­طلبان را زنده می­كند.

 

مسئولان و حامیان دولت حجت­الاسلام خاتمی نگرانند آنچه خود بر سر مخالفان آوردند، این بار مخالفان بر سر آنها بیاورند و این دغدغه­ای كه لااقل در فرهنگ ما صحیح شمرده می­شود؛ چرا كه نیكان ما بسیار گفته­اند که:

 

 «كافر همه را به كیش خود پندارد».

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 10:30  توسط هادی سلیمانی  | 

اگر عبارت "اصل 44 قانون اساسي" را در ياهو سرچ كنيد، 215 هزار مورد را نشان خواهد داد. بديهي است كه بسياري از اين موارد تكراري است. اما به هر جهت نشان از انبوه مطالب توليدي در خصوص اين اصل در فضاي مجازي را دارد.

 

نكته جالب اين است كه در تمامي اين موارد، موضوع بحث، «سياست­هاي كلي اصل 44» است نه خود اصل 44! جستجوي عبارتهاي "سياستهاي كلي اصل 44" و "سياست هاي كلي اصل 44" به ترتيب ۵۴ و  67هزار مورد را نتيجه مي­شود.

 

«سياست­هاي كلي اصل 44» توسط مجمع تشخيص مصلحت نظام تهيه شده، مقام معظم رهبري ابلاغ فرموده، دولت اجراي آن را وظيفه خود مي­داند، مسئولين قوه قضائيه پيگيري اجراي اين سياست­ها را از مهترين برنامه­هاي خود مي­داند، مطبوعات، صدا و سيما، سايت­ها هر روز اخبار و تحليل­هايي در اين خصوص منتشر مي­كنند. اما كسي از خود اصل 44 سخن نمي­گويد.

 

در دانشگاه علم و صنعت تنها يك جلد كتاب قانون اساسي موجود است. در پشت اين كتاب نوشته شده «با آگاهي از قوانين، وكيل خود باشيد».

 

براي تحقق اين شعار اين اصل را مي­آورم تا «آگاه» باشيم:

 

 «نظام اقتصادي جمهوري اسلامي ايران بر پايه سه بخش دولتي، تعاوني و خصوصي با برنامه­ريزي منظم و صحيح استوار است.

 

بخش دولتي شامل كليه صنايع بزرگ، صنايع مادر، بازرگاني خارجي، معادن بزرگ، بانكداري، بيمه، تامين نيرو، سدها و شبكه­هاي بزرگ آبرساني، راديو و تلويزيون، پست و تلگراف و تلفن، هواپيمايي، كشتيراني، راه و راه آهن و مانند اينها است كه به صورت مالكيت عمومي و در اختيار دولت است.

بخش تعاوني شامل شركت­ها و موسسات تعاوني توليد و توزيع است كه در شهر و روستا بر طبق ضوابط اسلامي تشكيل مي­شود.

 

بخش خصوصي شامل آن قسمت از كشاورزي، دامداري، صنعت، تجارت و خدمات مي­شود كه مكمل فعاليت­هاي اقتصادي دولتي و تعاوني است.

 

مالكيت در اين سه بخش تا جائي كه با اصول ديگر اين فصل مطابق باشد و از محدوده قوانين اسلام خارج نشود و موجب رشد و توسعه اقتصادي كشور گردد و مايه زيان جامعه نشود مورد حمايت قانون جمهوري اسلامي است.

 

تفصيل ضوابط و قلمرو و شرايط هر سه بخش را قانون معين مي­كند».

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 9:53  توسط هادی سلیمانی  | 

 

از پاوه تا گناباد:

 

در دانشگاه علم و صنعت،‌ از چهار سال پیش، دانشجویان هر تابستان به منطقه­ای محروم سفر می­كنند و ضمن آشنایی با منطقه، خدماتی را به مردم ارائه می­كنند. در اردوی جهادی پاوه و مسافرت جهادی گناباد چند روزی را حضور داشتم. در اردوی اول كه به پاوه رفته بودیم، متوجه شدم تمامی افراد حتی آنها كه به نان شب خود محتاجند، دستگاه سی­دی­من دارند و فیلم­های سینمایی، شو،‌ رقص،‌ … به صورت گسترده رواج دارد. از یكی از دوستان كه مسئولیتی در اردو داشت و چند روزی زودتر به آنجا سفر كرده بود،‌ در این خصوص سوال كردم. پاسخ داد كه در آن جا روستای بسیار محرومی را می­شناسد كه فقط یك بقالی دارد ولی در آن روستا دو مغازه­ی كرایه و فروش سی­دی وجود دارد! جالب بود كه در روستای مذكور، تلویزیون جمهوری اسلامی آنتن نمی­داد. كتاب­خانه در روستاها پیدا نبود و اگر هم بود نه كتاب مفیدی داشت نه مخاطبی.

 

در مسافرت گناباد نیز با پدیده­ی مشابهی مواجه شدم و با كمی پرس و چو، متوجه شدم كه به طور كلی از اوضاع كشور بی­خبرم. چرا كه در همه جای كشور،‌ مانند پایتخت، وضع بدین منوال است و جمهوری اسلامی هیچ محصول فرهنگی قابل عرضی در قالب كتاب،‌ موسیقی، فیلم، سریال­های تلویزیونی،‌ ... برای مردم ندارد و باطبع آن محصولات فرهنگی دیگران مورد استفاده قرار می­گیرد. البته باید اقرار كرد بسیاری از این محصولات مفیدتر از محصولات فرهنگی بخش خصوصی و دستگاه­های داخلی است.

 

پاسخ مبهم رئیس­جمهور:

 

بسیاری دولت نهم را با سفرهای استانی می­شناسند. مصوبات سفرهای استانی را كه مرور كنیم، به جز احداث مجموعه­های فرهنگی كه اقدامی سخت­افزاری است، مابقی دربرگیرنده نیازهای اقتصادی مردم است. هیچ­گاه نیازهای فرهنگی استان­ها بررسی نمی­شود و در سطح كلان، برنامه مشهودی برای بهره­برداری از زیرساخت­های ایجاد شده مشاهده نمی­شود.

 

دو سال و نیم است كه هرگاه دكتر احمدی­نژاد با سوال درباره اقدامات فرهنگی مواجه می­شود، به صورت مبهم پاسخ می­دهد: « در بحث میدانی و جزئی فرهنگی، مجموعه دولت دستاوردهای مطلوبی را داشته كه البته باید اقدامات بسیاری در حوزه سینما، تئاتر، نویسندگی، موسیقی و ترویج عملیاتی ارزش‌های انقلاب صورت گیرد». (خبرگزاری فارس)

 

سال­هاست كه عادت كرده­ایم سازمان تبلیغات اسلامی را