دوست خوبم آقای دهقان در وبلاگ خود نقدی در خصوص دو مطلب دروغ های سایت محسن رضایی و «دیروز حمله و تهدید امروز استوانه سازی» نوشتهاند. با تشكر از ایشان،این نقد را این جا میآورم:
برادر خوبم هادی از وبلاگ بحر دو بار و طی مطالب متفاوت(و متأسفانه تندی) سعی کرده اند به نقد محسن رضائی، فرمانده ی اسبق سپاه پاسداران بپردازند.این نه تنها ایرادی ندارد، که خود آقای رضائی بارها گفتند "میدان قلم"بجای "میدان جنگ" باید باز و گشوده شود.اما برادر حزب اللهیم هادی بارها از ادبیاتی استفاده میکنند که نه برازنده ی وبلاگ ارزشی شان است و نه توجیه گر کوچکترین حقیقتی درباره ی آقای رضائی. برای مثال ایشان در مطلب آخرین خویش مینویسند :"دروغهای سایت دکتر محسن رضایی(هادی جان حتی حاضر نیست یکبار هم شده بگوید سردار و یا حتی فرمانده رضائی، البته این هم یک برنامه ی دقیق امپریالیستی ست برای زدودن کامل هویت جنگ که متأسفانه به طرق رفقای عزیزی در حال اجرای مو به مو و دقیق است) که ادعاي رهبري «جريان سوم» را دارد، نه تنها در آستانه انتخابات مجلس هشتم كه پس از پايان انتخابات و شكست كامل ايشان هنوز ادامه دارد" جدای از اینکه این لحن صحبت حتی با دشمن هم مناسب نیست چه برسد به اینکه آقای رضائی زحمات بسیاری در راه انقلاب متحمل شده اند، اما اصرار ایشان بر اینکه "بازتاب" یا "تابناک" سایتهای آقای رضائی هستند، ادعائی توخالی، بی هویت، تکراری و تا اندازه ی بالا آوردن خسته کننده است. خود آقای رضائی در مصاحبه با خبرنگار سیما گفتند:"من با کسانی که سایت بازتاب را اداره میکنند آشنائی دارم اما این سایت من نیست، و البته تلاشی را که انجام میدهند تأئید میکنم" حتی اگر بگوئیم آقای حرف آقای رضائی ممکنست درصدی از حقیقت هم داشته باشد ببینید چقدر برادرعزیزم هادی به ناجوانمردانه میگوید:"دروغهای سایت دکتر محسن رضایی"! . دومأ،مگر ایجاد جریان سوم چه ایرادی دارد؟ مگر خود آقای احمدی نژاد که برادر صادقم هادی یک تار موی ایشان را به هزاران فردی که دلشان برای انقلاب میتپد هم نمیدهد ادعای ایجاد جریانی مستقل از راست و چپ را ندارند؟
در ضمن اینهمه تأکید بر "پیروزی" و "شکست"، اینهمه سرمایه گذاری تبلیغاتی، ولله بدور از حزب الله و خط پاک امام راحل است، اینها حال آدم را دگرگون و چشم بصیرت انسان را کور میسازد،اینکه"تابانک دروغ گفت که پیروز شد و این مائیم که پیروز شدیم" مفت نمی ارزد، بگذار همان دوم خردادی ها، جناح راستی ها و...از این القاب استفاده نمایند، حزب الله اسیر فلان پیروزی مادی نیست وحزب الله به کلام پاک قرآن مجید همیشه "غالبون" است...
نویسنده ی وبلاگ بحر اینبار حملات خود را متوجه یک خبر از سایت تابناک کرده، سعی مینمایند آنرا وجهه ی تخریب شخصیت شدید و بی سابقه ی آقای رضائی قرار دهند:"۱) بازگشت دكتر حسين الله كرم:دكتر حسين الله كرم به علت فوت همسرش به تهران آمده بود. سايت محسن رضايي به دروغ مدعي بازگشت الله كرم به منظور ماموريتي انتخاباتي شد! پس از جوابيه الله كرم، سايت رضايي همچون روال گذشته خود به جاي آنكه تاكذيبيه را در مطلبي با تيتر مستقل كار كند در ادامه مطلب قبلي تكذيبيه را منتشر كرد تا دروغ سايت، براي افرادي كه قبلا خبر را خوانده بودند، مشخص نشود" باز هم سایت محسن رضائی، باز هم انتقاد از اینکه مطلبی مستقل به جوابیه داده نشده است(گویا سایت انصار حزب الله هزاران جای برای جواب افراد مستقل تهیه دیده است و این تابناک لعنتی سدت که سانسور چی ست!تنها سری به سایت هائی نظیر انصار بزنید میبیند جوابیه که هیچ، قربانش بروم، ساده ترین حقوق افراد مورد عتاب و خطاب به راحتی آب خوردن نقض میشود...)
سومأ، من بشخصه تسلیت میگویم، جسارتأ و با ناآگاهی ولی برادرانه اما آیا در سری قبل آقای الله کرم به جای ایراد سخنرانی آتشین و ادعاهای ناپسندی مانند :"از خاتمی باید انتقاد کرد ولی نه آنقدر که بزرگ شود" و "مشکل اصلی، اصولگرایان پیشروئی مانند افروغ و غضنفر هائی مانند قالیباف و رضائی هستند" نمیتوانستند بیشتر به همسرشان رسیده و از ایشان مراقبت نمایند؟ (البته من به اندازه ی هیچ از ایشان و همسرشان آگاهی ندارم و دعا میکنم ایشان از من نرنجند، من اینرا مانند یک برادر میپرسم،میدانم داغ همسر راحت نیست و...)اما مگر افروغ جز بر سر زورگویان فریاد زده است؟ مگر قالیباف حتی حاضر شد لیست سیاسی بدهد؟ مگر رضائی چه گناهی کرده که اینگونه بی محابا باید هدف اهانتهای آشکار و پنهان قرار گیرد؟ خاتمی هر نقطه ضعفی هم داشته باشد، مسلمان است، این لحن یعنی چه "نه آنقدر که بزرگ شود"؟
بعد نویسنده ی عزیز، هادی که خیلی هم دوستش دارم، با چیدن هزاران کبرا و صغرا سعی کرده این سایت را سایتی منافق، دروغگو و فریبکار نشان دهد و سایت الف را سایتی بسیار صادق. سایت الف متعلق به آقای توکلی ست. آقای توکلی چنان سابقه ی کج و معوج سیاسی دارند که حتی خبرنگار خبرگزاری فارس در مصاحبه با ایشان گفت:" میگویند توکلی فردی معلق میان راستروی، محافظه کاری و عدالت طلبی ست!" حالا الف و توکلی میشوند نعوذبالله خدا، و یک رقابت و انتقاد تابناک از دولت نهم میشود کفر. سایت میشود دروغگوی بالذات. محسن رضائی باید با زننده ترین القاب نام بُرده شود. چرا؟
خیلی ساده است. چون محسن رضائی یکبار از آقای الله کرم انتقاد کرد، چه زمانی؟ درست همان زمانی که آقایان "دار در برابر دانشگاه بر پا میکردند" همان زمانی که آقایان در نشریه شان در حالیکه تازه چند ماه از دیدار مقام محترم رهبری از مجمع روحانیون مبارز و دعوت مجدد آنها به فعالیت سیاسی نمیگذشت، به این مجمع لقب زشت مجمع "جغدان کور" دادند.همان زمانی که حضرات یک بسیجی را دستگیر کرده بودند و وقتی این بسیجی گفته بود:"مقام رهبری با این نظرات شما موافق نیستند" به وی گفته بودند :"بیست و چهار ساعت کشور را دادیم دست خاتمی، شما و مقام رهبری، نزدیک بود منافقین و آمریکا کشور را بگیرند. برای هادی دوست عزیزم آن الله کرمی انقلابی ست که به رقبای انتخاباتی خود اهانت کند. اما من الله کرمی را دوست دارم که خاکی و سرزده وارد عزاداری های امام حسین جنوب شهر میشود، از حمله ی لفظی کیهان و انصار حزب الله به سلیمی نمین انتقاد میکند و قبل از اینکه از ایران به فلان حکمت "خارج" شوند از پاره ای تصمیمات رئیس جمهور مردانه انتقاد کردند. بگذار هادی با الله کرم سیاسی خود راحت باشد، اما من یک تار موی الله کرم خود را به هزاران هزار الله کرم هادی ها نمیدهم...

