پس از تقریبا دو هفته دوری از دنیای به ظاهر مجازی، خبردار میشوم برادرم به شش ماه حبس و شلاق محکوم شده است. +
كسی، مقامی، مسئولی، ... ـ درست یا غلط ـ توسط رئیس جمهور و وزارت اطلاعات به ارتباط با بیگانگان متهم و در دادگاه محکوم میشود. فرد محکوم خواستار اعاده حیثیت میشود. به جای رئیس جمهور و وزیر اطلاعات، از برادر دیگری به جرم انتشار سخنان مسئولین دولتی، شکایت میشود.
وکلای زبردست برای اجرای عدالت به وعده خود عمل کردند. «شلاق و زندان یا طلب بخشش و عذرخواهی»، دو راهی است که در مقابل برادرم قرار دادهاند.
برادرم به خاطر اظهارات دیگران عذرخواهی نمیکند و میگوید اگر به راستی خود اعتقاد دارند از رئیس جمهور شکایت کنند.
برادرم را میشناسم. اهل عذرخواهی نیست. نه آنکه اهل عذرخواهی نباشد که میدانم اگر خطائی از او سر زند بیدرنگ جبران میکند. به همین دلیل است که عذر نمیخواهد چراکه کاری نکرده است.
بازی سیاست را نیاموخته است. نه آنکه نیاموخته باشد که میدانم بهتر از بسیاری از سیاستبازان، به قواعد بازی آشناست. به همین دلیل است که از آنچه میداند استفاده نمیکند چراکه پلشتی اینگونه زیستن را میداند.
قانون روزگار ماست که اگر کسی مستقل باشد، بیدفاع و تنها میشود. شلاق یا طلب بخشش برای کار انجام نشده، هر دو ظلم است. پس بیایید از ظلمی که بر برادرمان میرود بنویسم. نه به خاطر عدالتخانه! که به خاطر عدالت بنویسیم.
خطاب به دستگاه قضا، خطاب به موسویان، خطاب به رئیسجمهور، خطاب به عدالتخانه، خطاب به وزیر اطلاعات، خطاب به خودمان! بنویسیم تا شاید بین دو راه محتومِ شلاق و سیاستبازی، راه سومی هم پیدا شود.
پی نوشت:
۱) هرکدام از دوستان که مطلبی در این خصوص نوشتند، خبر دهند تا لينكش را در اينجا بياورم.
۲) برادرانی که وبلاگ ندارند، مطلبشان را میل کنند یا کامنت بگذارند تا منتشر شود.
۳) اين بازی دعوت نمی خواهد. ولي برای حفظ آداب و رسوم از محمود ولي بيگلو، امید حسینی، حامد طالبی، بهزاد وثيق، محمد آقازاده، سجاد صفارهرندی، مصطفي ميرمحمدی و دهقان دعوت می كنم تا در اين بازی شركت كنند.
۴) می خواستم داوود را هم دعوت کنم دیدم خودش مطلبی نوشته. +
دوستانی که در این خصوص نوشته اند:
۱) حلالیت نطلب امیر! آنها می خواهند خود حلالت کنند (هیس ...!)
۲) تا بوده همين بوده (نقی مختاری)
۳) برای عدالت و عدالتخانه (هبوط)
۴) نه شلاق ٬نه افشاگری ٬تنها باید چراغ عقل را روشن کرد (محمد آقازاده)
۵) امير تفرشي به اضافۀ قافيهپردازى (امید مهدی نژاد)
۷) تو تهران زدند گردن تفرشي (فریاد سبز)
۸) بيانيه شاعران در حمايت از مدير سايت «عدالتخانه» (رجز - مویه)
۹) کجایند مردان با ادعا؟! (اجتهاد)
۱۰) شش ماه ندامتگاه (امیر میانجی)
۱۱) چرخ عدالت معکوس می چرخد (شهابی در دل تاریکی)
۱۲) نامه ای به یک دوست زندانی (سرباز)
۱۳) کار را خود عدالتخانه خراب کرد (روزنوشت یک دبیر خبر)
۱۴) قوه قضائیه، رافت اسلامی در عین قاطعیت انقلابی (محمد مالکی)
۱۵) آخوند انگلیسی شاخ و دم دارد! (آهستان)
۱۶) از ویرانه تا قصر (هادی قدیمی)
۱۸) بی عدالتی در حق مدیرمسئول عدالتخانه (دیده بان)
۱۹) خودمان را توقیف نکنیم (روزنوشت)
۲۰) جرمش این بود که اسرار هویدا می کرد (میان ما و رسیدن هزار فرسنگ است)
۲۱) عدالتخانه ای برای عدالت (آسمان شهر فردا)
۲۲) بند میم وصیت نامه امام خمینی! (تاملات)
