وقاحتِ یك «محافظهكار جسور»
پردهی اول
جواد لاریجانی در گفتگو با روزنامهی منتسب به حجتالاسلام رفسنجانی گفت: «نباید فقط درباره عراق با آمریکا مذاکره کنیم، باید به حوزههای دیگر هم وارد شویم.».
این سخنان آنچنان بر دل لیبرالها نشست که تیتر یک خود را به آن اختصاص دادند. «راست مدرن» که امروز به برکت پشتوانهی مالی حجتالاسلام هاشمی، خاندان و حزب ایشان، چهار روزنامهی تمام رنگی و به قول خودشان «خصوصی» و «مستقل» منتشر میکند، عکسی تمام قد از «محافظهکاری جسور» در صفحهی یک خود کار کردند و از افشای «پشت پرده مذاکرات بغداد» خبر دادند.
بخشهایی از مصاحبه كسی كه حاضر است «با شیطان هم در قعر جهنم مذاكره كند»، را مرور كنیم:
« الان ارتباط شما به عنوان یك كارشناس با دولت آقای احمدینژاد چگونه است؟
در سطوح مختلف كارشناسی، تصمیمسازی و سیاست خارجی گاهی مورد مشورت قرار میگیرم.
آخرین باری كه مورد مشورت قرار گرفتید، چه زمانی بود؟
خیلی زیاد رخ داده.
آخرین بار چه زمانی بود؟
اجلاس اردن بود. در جلسهای با آقای متكی، وزیر خارجه قرار گذاشتیم كه آنجا چه بگوییم و چه نگوییم».
«فكر میكنید همچنان باید بر سر عراق مذاكره كنیم؟
معتقد نیستم كه فقط درباره عراق مذاكره كنیم. كمك به ملت عراق كار بسیار مهمی است. منتها منافع ملی ما ایجاب میكند ما به حوزههای دیگری نیز وارد شویم».
«شما با پیششرط گذاشتن برای مذاكره با آمریكا مخالف هستید؟
بله. من با پیششرط گذاشتن از سوی ایران یا از سوی آنها مخالف هستم. ما انتظاراتمان را از مذاكره با آمریكا باید تصحیح كنیم. این مذاكره به معنای آن نیست كه همه مسائل ما بعد از 24 ساعت حل میشود. اصلا حل مساله ما به دست آمریكا نیست. این اشتباه بزرگی است. حل مساله ما به دست خودمان است».
«نباید فرض كنیم كه آمریكا تغییر پیدا كرده یا میكند؛ برخی میگویند اگر آمریكا آدم بشود با او مذاكره میكنیم. این محال است كه آمریكا تغییر كند».
«اینكه در آنجا خانمی آواز میخواند یا نمیخواند یا ساز میزد لباسش خوب بود یا نبود یك مساله حاشیهای است. دنیای دیپلماسی امروز، دنیای مذاكرات محتوایی است. باید حاشیه را كنار بگذاریم و بر سر اصل موضوع برویم. ما خیلی چیزهای مهم داریم كه به آنها بپردازیم».
پردهی دوم
تیتر «پیشنهاد محمد جواد لاریجانی به اصولگرایان» در صفحهی اول ایسنا كنجكاوری هر كسی را بر میانگیزد: «خود را جزء اصولگرایان میدانم»، «بخشی قابل توجهی از اصلاحطلبان به نظام سكولاریستی اعتقاد دارند»، «مهم كل كمپ اصولگراست»، «محافظه كاری در ایران یعنی همان جناح اصولگرا»، «اختلاف بین اصولگرایان، اختلاف سلیقه است»، ...
لاریجانی پس از گفتن جملات فوق و صحبت از آنها، در خصوص اعتقاد به مذاكره با آمریكا و نسبت آن با اصولگرایی میگوید:
«دوستان ما در جریانات مختلف هستند كه این دیدگاه را داشته باشند و هستند كسانی كه این نظر را قبول داشته باشند و البته هستند كسانی كه مخالف این نظریه باشند ولی این باعث نمیشود كه ما از كمپ اصولگرایی بیرون بیاییم چون اصولگرایی حول یك محور دیگر است. حول محور ماهیت اسلامی نظام است. قانون اساسی و ولایت فقیه، احكام شرع. یك حكومت چه موقع اسلامی است؟ موقعی كه مبنای مشروعیت اسلامی داشته باشد. قوانین آن متضاد با اسلام نباشد. حالا ممكن است در این میان یك نفر بگوید كه با آمریكا مذاكره داشته باشیم یا نداشته باشیم؟ باید این تفاوتها را بپذیریم و این تفاوت عقیده باعث نمیشود كه افراد از زیر چتر اصولگرایی خارج شوند».

پرده سوم/ نكاتی كه به ذهن من آمد!
1) نمیدانم چرا، ولی وقتی حالم گرفته میشود معمولا یاد حرفهای سعید قاسمی میافتم:
«اگر میخواهید مولفههای تفكر متضاد با تفکر حضرت روحالله را بدانید، عزیز دلمان جناب آقای محمد جواد لاریجانی کار را راحت کردهاند»! (این سخنرانی قبل از اظهارات لاریجانی بوده است)
2) «در ادامه روند توهین به مقدسات بار دیگر: توهین به مقام عظمی ولایت در جزوهی کذایی دکتر ربیعی استاد دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران. بر جوانان مسلمان تسلیت باد».
«با فرستادن عدد 1 به شماره ... به احمدینژاد رای دهید»
«توهین به یك دختر محجبه ...»
...
جملات بالا اساماسهای است که در چند وقت اخیر بارها و بارها دریافت كردهام. اما هیچكس از وقاحت لاریجانی نگفت كه سیاست ضدانقلابی خود را به نام اصولگرایی و تبعیت از ولایت فقیه، قالب میكند و بعد به عنوان یک نظریهپرداز اصولگرا برای وحدت اصولگرایان راه حل ارائه میكند.
3) به آزادی بیان اعتقاد دارم. از نظر من هیچ ایرادی ندارد كه فردی اعتقاد داشته باشد كه سیاستهای مقام معظم رهبری و یا امام اشتباه است. اما مشكل اینجاست كه «محافظهكار جسور» خود را «اصولگرا و تابع ولایت فقیه» و «رهرو امام و رهبری» میداند، دیگران را سكولار و سرانجام به اسم اصولگرایی تفكرات سكولار خود را بازتاب میدهد؛ و این یعنی «وقاحت».
لاریجانی به عنوان «نماد تفكر متضاد با امام» میتواند آزادانه هر چه میخواهد بگوید اما هیچ وقت حق ندارد از ولایت فقیه، امام و رهبری صحبت كند.
4) «از ماست كه بر ماست». چند روز پیش كه لاریجانی در گفتگو با روزنامهی حجتالاسلام هاشمی هر چه خواست به نام اصولگرایی گفت، به جز سایت رجا و طیف محدودی از بچههای وبلاگ نویس، همه در قبال «عزیز دلمان» سكوت كردند. حتی كیهان هم كه در خصوص مباحث مربوط به «مذاكره با آمریكا» بسیار حساس و اصولگرایانه رفتار میكند، اعتراضی نكرد ... و امروز شاهدیم كه سیاستمدار مرعوب آمریكا و انگلیس «خود را جزء اصولگرایان میداند» و «بخشی از اصلاحطلبان را سكولار» و از آنجا كه اعتقاد نداشتن به تفكرات انقلابی امام و رهبری در سیاست خارجه برای ایشان دلیل نمیشود كه «كسی از زیر چتر اصولگرایی خارج شوند»، «عزیز دلمان»، برای اصولگرایان راه حل هم میدهند كه «در قالب یك حزب واحد و تمام عیار متحد شوند».
بله! امروز هم مانند بسیاری از موارد دیگر «چوب سكوت دیروزمان را میخوریم». وقاحت لاریجانی، محصول سكوت دیروز و هر روز ماست.
5) در طول دو سال گذشته بین دستگاه دیپلماسی كشور با مقام معظم رهبری و تفكرات انقلابی رئیس جمهور، در برخی موارد، ناهماهنگی مشاهده شده است. آخرین نمونه آن اجلاس اردن بود كه جناب لاریجانی هم در آن شركت داشتند و در مصاحبه خود هم تاكید میكنند «در سطوح مختلف كارشناسی، تصمیمسازی و سیاست خارجی گاهی مورد مشورت قرار میگیرند»، لازم است رئیس جمهور مكتبی با وزیر خارجه و دستگاه دیپلماسی ما یكبار و برای همیشه اتمام حجت كرده و از حضور و تاثیر این عنصر مرعوب و سكولار جلوگیری كند.
1) به مناسبت مذاکره لاریجانی در خصوص مذاکره با آمریکا (سرباز روح الله)
2) بررسی طرح جدید لاریجانی / کالبد شکافی یک نظریه باستانی، بخش اول (ناروزنامه نگار)
3) آمريكا از ما چه می خواهد / کالبد شکافی یک نظریه باستانی، بخش دوم (ناروزنامه نگار)
4) انقلاب ما انقلاب آرماهاست نه انقلاب تسلیم به واقعتیها (ربذه)
5) باورهاي ديپلماتيک ديپلمات نااصولگرا! (رجانيوز)
6) «درودگری ـ تنها ـ کارِ بوزینهها است!» / در بابِ سخنانِ اخیر آن مردک! (درد)
8) بيانيه مشترك مجمع حزب الله دانشگاه علم و صنعت و تشكل آرمان دانشگاه صنعتي اصفهان
9) گفتوگوي خفن روزنامهي منتهن با محمدمُجاب جانبهجاني، مرد زيرپردهي سياست خارجي (پلخمون)
