صداقت کودکانهی مرعشی را باید ستود
از مرعشی خوشم میآید. صراحت لهجه و صداقش را کمتر کسی در میان اصلاحطلبان به خصوص از نوع کارگزارانیش دارد. وقتی که مرعشی در صفحهی تلویزیون حاضر شد و با توجه به قد و قیافه احمدینژاد بحث «شیخوخیت» را مطرح کرد، نوع نگاه «کارگزاران» به حکومت و مردم مشخص شد.
متاسفانه به حرفهای مرعشی در آن مناظرهی به یاد ماندنی فقط از این جنبه نگاه شد که وی نقشی اساسی در پیروزی رقیب حجتالاسلام رفسنجانی ـ پدر خوانده کارگزاران ـ داشته است. مرعشی در آن مناظره، به عنوان نماینده رسمی جریانی پرقدرت حاضر شد، صادقانه حرفهایی زد و رفتاری از خود بروز داد که طیف کارگزاران و پدر معنویشان به آن رفتار و کردار اعتقاد داشتند ولی صراحت و صداقت مطرح کردن آن را نداشتند.
امروز هم مرعشی در قامت سخنگوی حزب کارگزاران به میدان آمده و از وجود کاری «تئوریک» در حزب خبر میدهد که نتیجه آن «سازگاری اسلام با لیبرالیسم» و «عدم وجود نظامهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در اسلام» است. سخنگوی حزب تاکید میکند که نظراتش در خصوص «پذیرش لیبرالیسم» و «نبود نظامهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در اسلام»، نه یک «نظر شخصی» که «موضع رسمی حزب» میباشد.
یکی از اعضای شورای مرکزی پس از چند روز از اظهار نظر اخیر و چند ماه پس از «لیبرال دموکرات مسلمان» خواندن حزب توسط سخنگوی آن، این سخنان را نظر شخصی مرعشی دانسته و با آن مخالفت میکند تا موضوعات مطرح شده را در حد یک درگیری حزبی تقلیل دهد. اما این تکذیب دردی را دوا نخواهد کرد. مرعشی بند را آب داده است. اگر واقعا مرعشی دروغگوست چرا همان زمان که حزب را «لیبرال، دموکرات مسلمان» خواند، حزب موضعی نگرفت؟ چرا همچنان حزب از موضعگیری صریح در خصوص اظهارات سخنگوی خود در خصوص نبود نظام سیاسی اقتصادی در اسلام طفره میرود؟ اگر واقعا مرعشی دروغ میگوید چرا با فردی که اینچنین دروغ میگوید برخورد نمیشود؟ مگر میشود در شورای مرکزی حزب همزمان به سازگاری لیبرالیسم و اسلام اعتقاد داشته باشند و نداشته باشند؟ پس ملاک جمع شدن این افراد در زیر نام یک حزب چیست؟
مثال مرعشی و حزبش، مانند کودکی خردسال است که هر از چندگاهی از روی صداقت بچگانهاش در مقابل غریبهها حرفی میزند که نباید بزند و حال هرچه پدر و مادر برای جمع کردن بحث، دست و پا بزنند سودی ندارد و بر عبث میپایند!
اگر تا دیروز تحلیلگران رفتار و گفتار کارگزاران را نزدیک به گفتمان لیبرال میدانستند، امروز سخنگوی آن، رسما، حزب را لیبرال میخواند و وجود نظام سیاسی ـ اقتصادی در اسلام را منکر میشود.
نباید در نقد و درستی و غلطی اعتقادات مطروحه توسط سخنگوی کارگزاران ماند ـ که البته آن هم در جای خود لازم است ـ بلکه باید صداقت کودکانه مرعشی را ستود و در عین حال از حضور لیبرال مسلکان در حکومت اسلامی جلوگیری کرد.
حضرت امام فرمودند تا من زنده هستم نخواهم گذاشت انقلاب به دست لیبرالها بیافتد. هرچند حضرت روحالله از میان ما رفته است اما آنها که ادعای پیروی از راه او را دارند نباید در مقابل حضور لیبرال مسلکان در نقاط حساس و کلیدی نظام ساکت بنشینند. اگر کسی اعتقاد دارد که اسلام نظام سیاسی ندارد، بالطبع به ولایت فقیه هم اعتقادی ندارد و شرط ماندن در نظام جمهوری اسلام را نخواهد داشت.