تبليغاتX
وبلاگ بحر - براده ها

وبلاگ بحر

بحریست بحر عشق که هیچش کناره نیست آنجا جز آنکه جان بسپارند چاره نیست

«براده­ها، ساده­ترین نامی است كه می­توان بر این مجموعه نهاد و شاید هم برازنده­ترین تراشه­های فكر در گوشه و كنار كارگاه خیال و براده­های قلم در كف آهنگری محقر تشبیه و تمثیل. سخت مختصر است اما مفید بودنش را نمی­دانم. امیدورام كه مضر نباشد. در این دفتر سخن از هر دری رفته است اما یقین ندارم در هر سری بگیرد. باری این هم كاریست كه شیرازه­اش را پراكندگی و تعدد موضوعات بسته است. از این رو من پیشاپیش دست خواننده صبور را كه این دانه­های پراكنده به نخ طریف حوصله­اش پیوسته و ردیف می­شوند، می­فشارم». (مقدمه سید حسن حسینی بر کتاب «براده ها»)

 

مقدمه «براده ها»، همچون خود کتاب، خواندنی و خلاقانه است. به قول مقام معظم رهبری، «خرد و ذوق و ابتکار، شاخصه های کار او (سید حسن حسینی) بود. مشاهده ی فرآورده های ذهن خلاق او همواره برای اینجانب اعجاب آور و تحسین برانگیز بود».  

 

کتاب «براده ها» مجموعه ای از جملات نغز و زیبای سید حسن حسینی است. ذهن خلاق استاد، جذابیت بی نظیری به این مجموعه داده است. کتاب به سه بخش «هنر، هنرمند و نقد هنری»، «شعر و شاعران» و «گوناگون»، تفکیک شده است.

 

سعی برای جدا کردن قسمتی از سخنان استاد که از نظرم زیباترند، کار دشوار و شاید عبثی باشد. تنها برای آشنایی با این اثر و مرور مجدد برای دوستان، بخشهائی از قسمت «گوناگون» کتاب را در اینجا می آورم:

 

                               

 

* ناقدان چون رسولان خداوند تا دندانشان نشكند، سخنشان بر سر زبان­ها نمی­افتد.

 

* اینكه آكواریوم در اتاق پذیرائی تو می­گنجد دلیل بر بی­قوارگی دریا نیست!

 

* آنكه برای خدا می­جنگد برای شیطان صلح نمی­كند.

 

* كاش می­توانستم برای دل­های تاریك از آفتاب انشعاب بگیریم.

 

* وجدان، بعد از بازنشستگی، حقوق بگیر شیطان می­شود.

 

* كسی كه برای زیبائی زنی با او ازدواج می­كند مثل كسی است كه به خاطر طرح روی جلد، كتابی را می خرد!

 

* چه كسی می­گوید سفیدی دندان گرگ، زیباتر از سیاهی چشم آهوست؟

 

* غوطه زدن در مادیات صرف، مثل شیرجه رفتن در استخر بی­آب است. در این صورت هر اندازه ماهر هم كه باشد باز غرق شدنش امری بدیهی است!

 

* یك انقلاب بر حق مثل یك شاهكار ادبی است. آیا نباید آن را به زبان­های دیگر ترجمه كرد؟

 

* دوست دارم در كتاب قطور بشریت حاشیه­ای خواندنی باشم تا سطری ملال­آور از متن!

 

* انقلاب را می­توان از بین برد ولی نمی­توان آن را تا اطلاع ثانوی تعطیل اعلام كرد!

 

* گناه آفتاب چیست اگر ما شب را خوب نخوابیده­ایم؟!

 

* انقلاب مثل نوجوان تازه به سن بلوغ رسیده است. اگر مواظبش نباشی منحرف می­شود.

 

* سرمایه­داری اسلامی مثل عرق فروشی اسلامی است.

 

* طرفداران انقلاب مترجمان آن­اند. یك طرفدار معمولا یك مترجم بد و پركار است!

 

* تنهائی، تریبون اندوه است.

 

* اگر می­خواهی سرگذشت كشتی­های غرق شده را بشنوی، در یك روز آفتابی منظره آرام دریا را به یك آدم منفی­باف نشان بده!

 

* من برآنم كه قافیه "مرد" با "درد" اتفاقی نیست.

 

* وقتی لیاقت و جربزه شهید شدن در تو نباشد، شروع می­كنی به نقد و ارزیابی انگیزه شهدا!

 

* حسود كرمی است كه سرانجام زیر پای خودش له می­شود!

 

* تملق­، رشوه معنوی است و رشوه، تملق مادی.

 

* سقوط بد است، حتی در یك دره سرسبز و دوست داشتنی!

 

* اگر همیشه رو به جلو حركت كنی، از چاله چوله­های پشت سرت در امانی.

 

* هیچ مكانی آنقدر شلوغ نیست كه در آن نتوان با خدا خلوت كرد.

 

* انقلاب یك جلاد كاركشته نیست یك جراح تازه كار است.

 

* متن كامل سفرنامه راقم این سطور از اروپای مدرن: تعجب، تفكر، تنفر!

 

* در سینه بیشتر سران كشورهای عربی یك شهرك یهودی نشنی می­تپد.

 

* در جناح مومنان شرط پیروزی، سپیدی باور است نه سیاهی لشكر.

 

* آدم بدشانس بایدقبل از دعای باران، سیل بند ساخته باشد!

 

* بعی­ها فقط موقع عطسه كردن متوجه آفتاب می­شوند! 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت 22:47  توسط هادی سلیمانی  |